جولای 5, 2008 روی 11:30 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر عمومی ·Tagged کربلا, پیشگویی, امام حسن, امام حسین, امام علی, جنگ صفین, حدیث, روایت, شهادت, صفین, علم غیب
خبر دادن علی (ع) از شهادت امام حسین (ع)
ابن حجر میگوید: جمع فراوانی از محدثان روایت کردهاند: روزی علی (ع) که برای جنگ با سپاه معاویه به سوی سرزمین صفین میرفت، به سرزمینی که الان قبر امام حسین (ع) در آنجاست، رسید و فرمود: اینجا محل اسبان آنها، اینجا محل بار و اثاثیه آنها، اینجا محل ریختن خون آنان است. جوانمردانی از آل محمد در این سرزمین به شهادت خواهند رسید که آسمان و زمین بر آنها خواهد گریست.
الصواعق المحرقه، ص 114.
جلوگیری علی (ع) از شرکت فرزندش حسن و حسین (ع) در جنگ صفین
اميرالمؤمنين (ع) دو فرزندش را از شركت در معركههاي جنگ صفين منع ميكردند. در يكي از روزها اميرالمؤمنين (ع) متوجه شد كه فرزندش امام حسن (ع) خود را آماده شركت در كارزار كرده، بلافاصله فرمود: جلوي اين پسر را بگيريد كه من از آمدن اين دو به ميدان كارزار دريغ دارم، مبادا به خاطر آمدن اين دو به ميدان نسل رسول خدا قطع شود.
.

.
و قال عليه السلام في بعض أيام صفين و قد رأى الحسن عليه السلام يتشرع إلى الحرب املكوا عني هذا الغلام لا يهدني، فإنني أنفس بهذين ( يعني الحسن والحسين عليهما السلام ) على الموت لئلا ينقطع بهما نسل رسول الله صلى الله عليه و آله ( و قوله عليه السلام املكوا عني هذا الغلام من أعلى الكلام و أفصحه )
از سخنان امام علی (ع) این سخن را امام (ع) هنگامی فرمود که در بعضی از روزهای جنگ صفین مشاهده کرد. فرزندش امام حسن (ع) به سوی نبرد به سرعت در حرکت است. آن حضرت فرمود: این جوان را بگیرید و نگاهش دارید، تا (مرگ او) مرا در هم نکوبد. من در مرگ این دو حسن و حسین (ع) بخل می ورزم، نکند با مرگ آنها نسل رسول خدا (ص) قطع گردد.
.
نهج البلاغه، خطبه 207.
.
.
.
آیا علی یادش رفته بوده که پیش از جنگ صفین خبر کشته شدن فرزندش در کربلا را داده است ؟
پیوند پایدار
ژوئن 30, 2008 روی 11:22 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر عمومی ·Tagged میوپی, مشکل, نزدیک بینی
مشکل همین است. میوپی، نگاهی که از سر دماغ فرا تر نمی رود. همین.
—–
میوپی (Myopia) = نزدیک بینی
پیوند پایدار
ژوئن 26, 2008 روی 12:27 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر جامعه ·Tagged معراج, وزیر علوم, دانشگاه زنجان, زنجان, شاتوت
شاتوت یا همان مسعود مشهدی از من دعوت کرده تا در یک بازی وبلاگی با موضوع واقعه زنجان شرکت کنم. به این صورت که خودم را به جای چهار شخصیت محوری این واقعه بگذارم و بگویم اگر به جای آنها بودم، چه می کردم.
1 - وزیر علوم:
برای اینکه تصمیم درستی بگیرم باید ببینم در گذشته چه کرده ام. استادان و دانشجویانی را با موارد کمتر اخلاقی نسبت به این واقعه اخراج کرده ام. وزارتخانه تحت نظر من با شعار رعایت شعائر اسلامی به من واگذار شده. با توجه به این موارد به دلیل رعایت عدل در زمینه این واقعه و موارد گذشته و همچنین اثبات عدم رعایت شعائر اسلامی در وزارتخانه تحت نظرم که شعارم بوده، استعفا می کردم.
2 - معاون دانشجویی دانشگاه زنجان:
گرایش تحصیلی من علوم اسلامی است و پایان نامه ام معراج پیامبر اسلام، استاد دروس اسلامی بوده ام، و همواره دیگران را پند و اندرز می داده ام به رعایت اصول اخلاقی از دیدگاه دین، حالا با توجه به اینکه به هنگام اسارتم در دام نفس و تسلیم شدن در ورطه گناه، رسوا شده ام، چه می توانم بکنم جز اینکه بگویم همه آن حرف ها چرند است و ظاهر کار و من در باطن چنین نیستم. و یا اینکه باید کنجی را برگزینم و زندگی بر خود حرام کنم. چنان که بر دیگران کرده ام.
3 - دختر دانشجو:
سخت است به جای او بودن، فکر کن دختری هستی که خانواده و فامیلی داری که به شدت با جریانات رابطه دختر و پسر مخالف است و بشنوند تو اخراج شده ایی به همین دلیل، که شاید اصل ارتباط تو در حد قدم زدنی کوتاه با یک پسر باشد. و تو را دیده اند و گزارش شده و مدرک موجود است و شاهد فراوان. از تو تقاضا می شود که آنچه را که شاید با دیگران نیز نکرده ایی انجام دهی تا زنگ رسواییت نواخته نشود. چه خاکی می توانی به سر کنی ؟ یا باید تن به دام دهی. ( که متاسفانه بسیاری می دهند ). و یا اینکه خودت را خلاص کنی. ( متاسفانه این مورد نیز زیاد است ).
به نظرم دختر واقعه زنجان بسیار خوشبخت و خوش عاقبت است که چند نفری پیدا شده اند از او حمایت کنند. چیزی که بسیار کم اتفاق می افتد.
نمی خواهم فکر کنم مورد این دختر اخلاقی نبوده و این دختر به خاطر کمبود نمره به این دام کشانیده شده است. رذالت در این صحنه بسیار بیشتر موج می زند تا صحنه اول. چون این استاد می توانست به جای آن تقاضا از او طلب پول کند و با پول حاصل و توسط کسی که با پول راضی می شود، آتش شهوت خود را فرو نشاند.
من چه می کردم ؟ در صورت نداشتن کسی که بتوانم به او تکیه دهم تا گره از مشکلم باز کند. خودم را خلاص می کردم.
4 - دانشجو یا دانشجویان کل کشور:
فرصتی پیش آمده که می توان با مدرک بر تمام آنچه تا بحال گذشته شورید و فریاد بر کشید. هرگز تا زمانی که وزیر علوم، رئیس دانشگاه زنجان و معاونش استعفا نمی دادند و کار به جایی نمی رسید که باور کنم مجرم واقعه به دست عدالت حتی نیم بند سپرده می شود، از اعتراض پا پس نمی کشیدم.
به رسم بازی های وبلاگی من هم از اشکان، آنی دالتون و سعید (هیلی بیلی) دعوت می کنم که در این بازی شرکت کنند.
گلایه خارج از بحث: من پست شاتوت را کامل ندیدم و فقط اندکی از آن را که در بخش توضیحات لینک در بالاترین آمده بود خواندم و با مراجعه به سایر لینک های مرتبط متوجه شدم جریان چیست. ! خودشان نوشته اند به خاطر سوء تفاهم حذفش کرده اند. همین جا بگویم این رویه درست نیست.
پیوند پایدار
ژوئن 21, 2008 روی 4:28 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر شعر ·Tagged کودکستان, بازی, عمر
به خاطرت
در کوچه ی گذران عمر
راهم را کج می کنم
آنقدر که بتوان
بازگشت
به ابتدای کوچه
کودکستان
و در آنجا می بینم
که باید
با تو بازی کرد
لجباز کوچک و نازنین
پیوند پایدار
می 24, 2008 روی 2:28 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر عمومی ·Tagged فوتبال, مشت محکم, پیروزی, پرسپولیس, امام زمان, استقلال, تیم فوتبال, تاج, تاریخ, تغییر نام, حرکت ارزشی, دگرگونی انقلابی, علی آبادی, عمامه
در راستای ایجاد دگرگونی انقلابی و هم راستا سازی نام تیم های فوتبال با شرایط جاری کشور از جناب آقای علی آبادی تقاضامندیم همچنان که دستور تغییر نام پرسپولیس به پیروزی را مرقوم فرموده اند و با این حرکت ارزشی مشت محمکی بر دهان تاریخ این کشور زده اند. نام تیم رقیب پرسپولیس را هم از تاج سابق و استقلال فعلی به عمامه تغییر دهند. باشد که مقبول درگاه امام زمان قرار گیرد.
پیوند پایدار
می 19, 2008 روی 3:58 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر جامعه ·Tagged مرحله ی گزینش, نماز, وضو, کُر, کر, گزینش, آب, آب کُر, آب کر, استخدام, سگ, سئوال, شغل, ظرف, عقل جن
یکی از دوستان دوره ی دانشگاه که به تنهایی از مادر پیرش مراقبت می کند. چند وقتی بود که برای شغل ثابت به هر دری می زد و با شرایطی که داره ثابت بودن محل کار براش نقش حیاتیی را بازی می کنه. دختر معصوم دیروز عصبی و نگران آمده بود پیشم و به زمین و زمان بد و بیراه می گفت. تا دیروز اینجوری ندیده بودمش. می گفت تو مرحله ی گزینش برای استخدام با سئوالاتی رو در رو شده که به عقل جن هم نمی رسه. وقتی یکی از سئوالات را برام گفت نمی دونستم بخندم و یا اینکه به حالش گریه کنم.
دوست گلم را دلداری دارم و گفتم که حتمن به خاطر نگهداری از مادرش راهی براش گشوده می شه. اما الان می خوام این سئوال را بنویسم تا اگر سایر دوستان در مرحله ایی از مراحل استخدام به نام گزینش با آن رو در رو شدن زیاد شگفت زده نشوند.
سئوال:
سه ظرف حاوی آب داریم که هر سه دارای شرایطی هستند که به آن آب کُر می گویند.
در ظرف اول سگی می شاشد.
از ظرف دوم سگی آب می خورد.
و در ظرف سوم سگی دمش را خیس می کند.
با آب کدام یک از این سه ظرف می توان وضو گرفت و نماز خواند ؟
پاسخ درست
پیوند پایدار
می 15, 2008 روی 11:53 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر سئوال روز, سیاست ·Tagged ملت ایران, مکه, مدینه, نبرد, هزینه, انهدام, اولمرت, ایران, اسرائيل, بندر بن سلطان, بیت المال, بازنده, بازنده ی دو سره, بازسازی, تقویت, تاسیسات, تجهیز, تخریب, جنگ, جنبش حزب الله لبنان, حمایت, حمایت مالی و سیاسی, حزب الله, حزب الله لبنان, خاندان آل سعود, خزانه ی کشور, دبير شوراي امنيت ملي, رفاه, زائر, زائران, عقل, عربستان
ملت ایران به عنوان مردم کشوری که حکومتش بیشترین حمایت مالی و سیاسی را از جنبش حزب الله لبنان می کند. بازنده ی دو سره ی نبرد حزب الله هستند. چرا که از یک سو از خزانه ی کشور و بیت المال برای تجهیز و حمایت از حزب الله لبنان هزینه می شود. که باعث تقویت مواضع ایشان و بهرمندی آنان از رفاه بیشتر می شود. و از سویی دیگر هزینه ی تخریب مواضع حزب الله و انهدام تاسیسات ساخته شده را می پردازد. می پرسید چطور ؟ نگاهی کنید به سخنان “بندر بن سلطان” دبير شوراي امنيت ملي عربستان خطاب به اولمرت: تمام هزينههاي جنگ اسرائيل براي نابودي حزبالله را خواهيم پرداخت. پر واضح است که یکی از مهمترین منابع پرداخت این هزینه از محل کسب در آمد عربستان از زائران مکه و مدینه می باشد. و ایران با بیشترین میزان زائر همواره بیشترین سود حاصله را از این راه برای خاندان آل سعود تامین می کند. فقط این سئوال باقی است که با شرایط کنونی آیا سفر به مکه و تامین هزینه تخریب آنچه خود بنا کرده ایم عاقلانه است ؟
پیوند پایدار
می 9, 2008 روی 11:07 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر سئوال روز ·Tagged محبوبیت, مردم, هزینه, تبلیغات, خامنه ای, سفر, شیراز
اگر آیت الله خامنه ای به جای سفر چند روزه ی خود به شیراز که با توجه به حجم تبلیغات محیطی و گستردگی آذین بندی شهر شیراز که در اخبار پیرامون این سفر دیده و شنیده ایم و سایر مورادی که در سفرهایی از این دست باید رعایت شوند، سلامی از دور به مردم شیراز می داد و این هزینه ها به امور خود مردم شیراز و کشور اختصاص می یافت بهتر نبود ؟
چه امر مهمی در شیراز بر زمین مانده بود که تنها با حضور رهبر کشور انجام آن میسر می شد ؟ اگر فرض را بر این قرار دهیم که بی حضور ایشان کاری بر زمین می ماند، این چه حکومتی است که برای کارهای خرد باید هزینه های سنگین در آن پرداخت ؟
اگر خامنه ایی از سفر خود به شیراز منصرف می شد و هزینه ی آن را به اموری نظیر این مورد اختصاص می داد، و با صرف هزینه ایی اندک و برد تبلیغاتی بیشتر از سفر تبلیغاتی ایشان کاری به نفع جامعه انجام می داد، آیا محبوب نمی شد ؟ ……
لینک مطلب در بالاترین
پیوند پایدار
می 5, 2008 روی 11:52 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر سئوال روز ·Tagged لبنان, موش, مترو, کمک, آبریزگاه عمومی, اماکن فرسوده, بودجه شهر تهران, بازسازی, خرمشهر, شهردار تهران, شهرداری, شواری شهر, شورای شهر تهران, شیعیان لبنان, عوارض سالیانه
پیوند پایدار
می 3, 2008 روی 10:41 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر جامعه ·Tagged قبایل, معایب اجتماعی, گسترش اسلام, پیامبر, پیامبر اسلام, انسان, اختلاف شدید طبقاتی, ازدواج, ازدواج های متعدد, اسلام, اعراب, بیوه, برده, برده داری, جنگ, جاهلیت, دوره ی جاهلیت, دختر, زنان, زنان پیامبر, زنده به گور کردن, زنده به گور کردن دختران, سرزمین حجاز, صحابه, صدر اسلام, ظهور اسلام
آنچنان که گفته می شود پیش از نزول اسلام در سرزمین حجاز اعراب از سطح فرهنگی پایینی برخوردار بوده اند تا جایی که به آن دوره، دوره ی جاهلیت گفته می شود و برای این دوره همه نوع فساد اجتماعی از خرد تا کلان را بیان کرده اند. زنده به گور کردن دختران، برده داری، اختلاف شدید طبقاتی و … از آن جمله است.
اما به گواه مورخان و آنچه شنیده ایم این معایب اجتماعی پس از ظهور اسلام در این سرزمین از میان جامعه ی عرب جاهل رخت بر می بندد. این دگرگونی ها نسبت به تحولات ایجاد شده و ماهیت بستر جامعه ی پیش از اسلام در میان جامعه ی عرب زمان بسیار کوتاهی را طی کرده است و جای خود را به رفتار نیکو تر نسبت به قبل بخشیده است.
همچنین می دانیم که پیامبر اسلام زنان بسیاری را اختیار کرده اند. در این زمینه گفته می شود که یکی از مهمترین دلایلی که پیامبر اقدام به ازدواج های متعدد کرده اند. گسترش اسلام در میان قبایل و بسط آن در میان اعراب بوده است. همچنین گفته می شود که تعدادی از این همسران بیوه های باقی مانده از کشته شدگان جنگ های مختلف در صدر اسلام بوده اند.
در این زمینه دو سئوال مطرح است.
1 - چگونه دینی که پس از نزولش نسبت به بازه زمانی خود از زمان پیدایش تحولاتی بس شگرف را به سرعت ایجاد می کند تا جایی که عرب جاهل آن روزگار از زنده به گور کردن دختران و برده داری دست می کشد و گفته می شود بردگان پس از اسلام مرتبطی هم شان سایر انسان ها یافته بودند ( به لحاظ کرامت انسانی )، برای پیشبرد خود نیاز به ازدواج پیامبرش برای گسترش داشته است؟
2 - عربی که پیشرفت فرهنگی وی چنان بوده که در بالا ذکر شد چرا با زنان بیوه مانده از جنگ های صدر اسلام ازدواج نمی کرده که آن زنان نیز با توجه به اینکه پس از پیامبر نمی توانسته اند ازدواج کنند، زندگی بهتری را در پیش روی داشته باشند؟
پیوند پایدار
« داده های پیشین