Archive for ژوئن, 2007

بالاترین من، تو چه بالا نشسته ای

پشت مونیتورم، دستی کشم به مو

تنها نشسته و به امید یک سبو

آید از آن طرف خبری، هان نشسته ای


گویا کشند، دو تن را به سنگ و چو

گفتم کجا؟ گفت به شهر نشان تاک

گفتم چگونه؟ گفت نشانند هم به خاک

انسان و می زنند از همه سو بر سرش چنان

تا جان او به در آید بدین نشان

***

خاکم به سر من اکنون نشسته ام

ای وای بر من و این پای خسته ام

***

حالا من و مونیتور و این صفحه کلید

ای لعنتی برو، برو ای صفحه پلید

آخر برفت صفحه تار و سپید شد

آن شام تیره، شگفتا امید شد

این خود نشد مگر با تو یار من

ای پشت پنجره در انتظار من

بالاترین من تو چه بالا نشسته ای

در شامگاه تیره و سرد و خمار من

Comments (1)

که می گوید احمدی نژاد وعده هایش را عملی نمی کند

احمدی نژاد نه تنها بر عکس دیدگاه های بدخواهان و بدنگران وعده هایش را انجام میدهد بلکه با سیر تحول جهانی آن را به روز هم می کند، شعار نفت بر سر سفره مردم اکنون تجسمی عینی پیدا کرده و در قالب واقعی خود به بنزین بر سر سفره مردم تبدیل گشته است.

پوشیده نسیت که بسیاری از نان آوران این دیار در اثر اقتصاد بیمار کشور از راه مسافر کشی امرار معاش می کنند و این خود به تنهایی انبار باروتی است برای انفجار در پس پرده سهمیه بندی بنزین، من نیز با نظر برادر خودم سید ابراهیم نبوی هم عقیده ام که روحیه ایرانی ها با مسائل جاری سازگار و همواره در پی تعامل است آتش را به درون می کشد و آنچه برایش بر جای می ماند گاه بستان است و گاه نیستان، اما این ره تا کجا ادامه خواهد یافت؟؟؟؟

نوشتن دیدگاه

مخالفان سیاسی، دوستداران تعطیلی و یا عزاداران واقعی

امروز هنگامیکه به جهت کاری از منزل بیرون رفتم متوجه شدم که امسال بر خلاف رویه سالهای گذشته  عزاداری مربوط به روز شهادت فاطمه زهرا (ُس)، از شیوه برگزاری در مساجد، تکایا و هیات های مذهبی به شیوه خیابانی تغییر یافته و با تشکیل و حرکت دسته جات عزادار در خیابانها برگزار می شود، در این باب دلایلی را ذکر می کنم  که به ذهن اینجانب خطور کرده است.

 

۱ – مخالفت سیاسی:

در راستای انشقاق گروه های مختلف جناح حاکم از یکدیگر، گروه های منقد دولت در جناح مذکور مخالفت دینی سیاسی را به علت بازخورد وسیع آن در سطح جامعه، در دستور کار قرار داده و به این وسلیه با تصمیم دولت در کاهش تعطیلات و ملغی کردن تعطیلی این روز مخالفت ورزیده و بستر را برای مخالفت های تند تر و شدید تر بعدی و کله پا کردن رقیب درونی فراهم می نمایند، در این باب فکر انجام این حرکت توسط عناصر حزبی چپ بی معناست دوستان ما کم حال تر از این هستند که نمایش عمومی و بیرونی داشته باشند.

۲ ـ دوستداران تعطیلی:

شاید هم عده ای به دلیل ترس از کاهش تعطیلات سعی در پر رنگ تر جلوه دادن این عزاداری نموده اند.

۳ ـ عزادارن واقعی:

کم نیستند تعداد دوستداران اهل بیت که مراسم های در مکان را نمی پسندند و عقیده دارند که برای تمامی بزرگان دین باید مراسمی با عظمت و هم شان تاسوعا و عاشورا برگزار نمود.

نوشتن دیدگاه

شهریه چند بار

این مطلب انتقادی به چگونگی و شیوه مدیریت در دانشگاه آزاد نیست، بلکه طرح یک مسئله به ظاهر ساده است که مورد بررسی قرار می گیرد ، من فکر می کنم یک دانشجوی دارای سهمیه عادی در دانشگاه آزاد به شیوه های متفاوت ۴ بار شهریه می پردازد، پاسخ های خوانندگان به روشن تر شدن فضای بحث به طور حتم کمک خواهد کرد، با هم نگاهی می کنیم به شیوه های گوناگون پرداخت شهریه:

۱ ـ سرانه ای که دولت از بودجه عمومی برای هر دانشجوی راه یافته به دانشگاه های ملی می پردازد.(سهمی از بودجه عمومی که متعلق به دانشجوی دانشگاه آزاد نیز هست)

۲ ـ حضور دانشجویانی با سهمیه های متفاوت.(این مورد باعث خواهد شد تا عده ای از حضور در دانشگاه های ملی محروم گردند، این گروه شاید موفق به حضور در دانشگاه آزاد و مجبور به پرداخت شهریه گردند).

۳ـ تخفیف شهریه دانشگاه آزاد به دانشجویان دارای سهمیه های متفاوت، چون دانشگاه آزاد بودجه ای از دولت دریافت نمی کند(که با توجه به بند ۱ اگر دریافت هم می کرد باز هم سرانه تحمیل شده دیگری بود) این کمبود بودجه را به ناچار از دانشجویان عادی مطالبه خواهد کرد.

۴ ـ او در انتها شهریه خود را هم می پردازد.

جالب است، نه؟

 

نوشتن دیدگاه

سایه هامان قهرند

دستهایی در هم

                و نگاهی

                     که مرا می جوید

لحظه ها در گذرند

                و چنان است

                        که این حاثه را

همگان می دانند

و چنان است

            که تنها خورشید

نیک می داند

 که کنون

سایه هامان قهرند

نوشتن دیدگاه

کالر فیش

چند وقتی میشه که توی خونه یه آکواریوم بر پا کردیم، ابتدا به خاطر ۲ تا ماهی فایتر که برای عید گرفته بودیم، بعد از یه مدت برای زیباتر شدن اون تصمیم به اضافه کردن تعدادی ماهی به محیط آکواریوم کردیم.

یکی ۲ تا مولی و گوپی و کالر فیش بعلاوه یک کت فیش برای تمیز کاری.

کالرفیش یک نوع ماهی با بدن شفاف و  دو خط رنگی در قسمت بالا و پایین بدن ماهی می باشد.

آدرس تصویر:

www.phalls.com/vbulletin/showthread.php?t=16310

خلاصه بعد از چند روز یکی از همین ماهی های موسوم به کالر فیش روی بدنش توده های سفید رنگی هویدا شد، برای حل مشکل دنبال سایتی گشتیم که در اینباره اطلاعاتی بگیریم، از مطالبی که در این سایتها خوندم کلی حالم دگرگون شد، فهمیدم این ماهی های زبون بسته بدنشون در ابتدا کاملا شفافه و برای زیباتر شدن به اونها در قسمتهای ذکر شده رنگ تزریق می کنن که در نتیجه استرس حاصل از این اقدام و عفونتهای بعدی بین ۳۰ تا ۵۰ درصد ماهی ها تلف میشن، اصلا حال خوبی نداشتم، فکر کردم این مطلب رو اینجا ذکر کنم، تا با نخریدن این نوع ماهی سود جویان هم دست از این کار برداشته و ماهی ها هم نفسی به راحتی بکشند.

نوشتن دیدگاه

در آرامش

پنهان نمی توانم کنم، زیرا که هنوز هم چندان آرام نشده ام و تا وجود افرادی همچون مجری برنامه شب شیشه ای در صدا و سیما و بر صفحه تلویزیون برقرار است نخواهم شد زیرا وجود ایشان را توهین به خود و درک و فهم مخاطبان می پندارم، آن چیز که مرا دیشب عصبانی تر کرد، ابرام این مجری نما بر سر صحبت خویش و عدم عذر خواهی او از احمد رضا درویش و مردم بود، او با این کار توهینی مضاعف نمود و همچنان خود را عاقل تر می پنداشت.

 

 او باران کوثری را نیز پیشتر رخ در رخ پدر نهاد و در شب های دیگر نیز سعی کرد فریادهای اعتراض سایر اصحاب هنر به اوضاع پیرامونی خویش و جامعه را خشم های کوته بینانه و بغض های شخصیتی قلمداد کند.

کاش میهمانان این شب های آخر به حرمت تمام حرمت های شکسته شده، به من بمیرم و تو بمیری های این برنامه وقعی ننهاده و به برنامه نیایند، ای کاش.

نوشتن دیدگاه

بخند برادرم

مدت ها بود می خواستم وبلاگی را راه اندازی کنم تا مجالی باشد برای گفتن و البته بیش شنیدن.

 اما انگار ما شرقی ها و متاسفانه بیش از همه ایرانی ها تا جرقه ای نباشد نمی کنم آنچه باید و نمی گوییم آنچه شاید.

دلیل این آغاز سراسیمه واقعه تلخی بود که امشب در برنامه شب شیشه ای روی داد برنامه ای که فخر آن میهمانان این برنامه هستند (در بسیاری از شبها).

میهمان امشب برنامه شب شیشه ای احمد رضای درویش بود که بر خلاف تاکید اولیه مجری بی لیاقت، کم ظرفیت و بی جنبه آن با من بمیرم و تو بمیری های فراوان پای به این شب تاریک گذاشته بود، در اواخر برنامه جناب مجری که در تمام شب های گذشته غالبا نقش پدر عاقل را برای میمهانان بازی می کرد، در ادامه سلسله اشتباهات نابخردانه خود سخنی گفت که نباید و در لوای نکو داشت نام و یاد شهید متذکر شد به نسب احمد رضا درویش عزیز به برادران شهیدش نمی خواهم که شرح دهم که چه شد و چه گذشت که خود بهتر می دانید و احتمالا دیده اید روی سخنم با عرض ادب احمد رضای درویش عزیز است.

برادر من افروخته نشو از کلام نابخردانه این قوم جاهل که با لوای بیرق داری شهادت و ارج شهید به نام و نان و نوایی رسیده اند، اینان اگر تو را به قوم خویش ندانند عجب است.

پس بخند برادرم، بخند بر این قوم عجیب که خود را بی هزینه مالک و وارث همه چیز می داند. 

نوشتن دیدگاه