Archive for ژوئیه, 2007

بحث، سوای از دین

 بسیار پیش می آید که با دوستان و آشنایان بر سر مسائل مختلف به بحث بنشینیم و من هنگامیکه بحث مقداری جدی تر می شود اندک اندک به فغان می آیم، همیشه مکدرم از این بحث های بی سرانجام با دوستانی که رگ و ریشه ای از خاندانی متعصب در دین دارند و یا خود به هر حال برگزیده اند زندگی اینچنین را.

 به هنگام بحث و زمانی که این دوستان بخشی از این گفت و شنودند همیشه در رنج بوده ام از چند جهت، اول اینکه این دوستان شدیدا دیندار که متاسفانه دانششان در زمینه دین غالبا به حد دانش من نیز با بضاعت اندکم در این زمینه نمی رسد، زمانی که بحث به جایی می رسد که دیگر ادله ای برای دفاع ندارند، می زدند به جاده استدال با اصول و فرعیات دینی، تصور کن در زمان بحث و به هنگامیکه سعی در پدید آوردن زاویه جدید در فکر خود و دیگران داری و به آغاز چالش رسیده ای، استدالی دینی چون مشت در دهانت کوبیده می شود آنهم از جانب فرد و یا افرادی که شاید حتی خود نیز مراد ابتدایی آن اصل یا فرع را ندانند ( می دانید که اکثر انسانهای همجوار ما دینشان اکتسابی از پدر و مادر بوده و در تشیع نیز برای راحت تر نمودن عامه اصل بر تقلید است و نه تفکر).

 داستان از اینجا به بعد بسیار جالب است، به جای بحث با طرف روبرویت باید با خدا و پیامبری بحث کنی که انسانی با دانشی بسیار کمتر از آنها، از آن دفاع می کند و این در حالیست که خود از کنه ادله ارائه شده به واسطه تقلیدی و اکتسابی بودن دینش، اطلاعات زیادی ندارد، باور کنید بارها دلم به رنج آمده که خدا و پیامبرانش را اینچنین وارد بحث هایی می کنند که حد آن بحث شاید مثال آوردن گفته خودشان هم نباشد.

 بگذریم، گفتم که از اینجا به بعد بحث جالب می شود، یعنی تو به جای حضور در زاویای عادی و جاری در بحث باید از زوایایی خارج از پیرامون دامنه بحث به آن نگاه کنی و پاسخ گویی، به عبارت دیگر هم باید از زاویه ای روشن به تشریح مواضع و اندیشه های خودت بپردازی و هم ادله ای بیاوری در تشریح نابجا بودن استدال دینی ارائه شده در این بحث، همچنین باید نگران باشی که دلیلت توهین به دین و خدا و پیامبر نیز تلقی نگردد که در این صورت هم خود شرمنده ای و هم دوستانت را آزرده خاطر ساخته ای.

 دیگر آنکه باید تحمل کنی که از این به بعد اعتقاداتت به سخره می روند و افکارت را با اشاره ای نابجا به دین به گوشه ای پرتاب می کنند، و تو نمی خواهی و نمی توانی همسنگ آنان دلیل بی وجهشان را به سخره بنشینی و از خنده ریسه روی.

 در ضمن باید مواظب اعصاب دوستان و هم صحبتان باشی که بیش از تحمل از کوره به در نروند، چون اگر به خودشان توهین کنی گاه چه باک، اما اگر دلیلی کوچک برای نقض یک اشاره دینی را بی تامل نسبت به ظرفیت سنجی افراد حاضر در بحث به کار بری حدیث از این پس بر گردن خودت می باشد و می برندت تا گوشه رینگ که توه لامذهب اصلا چرا نفس می کشی؟ 

 خنده دار ترین چیزی که در خلال این بحث ها رخ می دهد زمانی است که تو بر می آشوبی از توهینی که به اعتقاداتت و کسانی که دوستشان داری و اندیشه اشان را قبول داری صورت می گیرد و دوستان حاضر این بی قراری تو را به حساب کم دانشی و فقرت در استدلال می گذارند و سخره ات می کنند، اما مادام که خود بر می آشوبند از دلیلی کوچک که در رد یا نابجایی یک ادله دینی ارائه نموده ای، این عین حق دوستان است که حتی نفس کشیدن را برایت حرام تجویز کنند و این کاملا منطبق بر موازین غیرت دینی است.

 

 همه اینها را گفتم که برسیم به اینجا که چرا در پس اینهمه بحث به جای پیشرفت ما هنوز در نقطه اولیم، واضح است زمانی که من ادله ای می آورم از دانش بشری، با توجه به نقص نسبی حوزه دانش بشری جایی را برای نقص و خطا در نظر گرفته و همواره آماده ام تا با تکوین علوم بشری آن نقص را رفته رفته اصلاح کنم و با توجه به اقتضای حوادث و مسائل روز آن را دستخوش تحولی کنم که پذیرا تر می کند آن را، اما در آن سوی وقتی که دانش بشری به نابجا به مسائل اعتقادی گره زده می شود دیگر قابل اصلاح نمی نماید و خود اصلی می شود لازم الاجرا که پیوسته تجویز می شود و حاصل همانست که بود.

 سالیانی است که در این دیار برای مواجهه با مسائل اجتماعی به جای طرح این مسائل در حوزه علوم اجتماعی، شیوه برخورد مستقیم با تکیه بر برهان های علوم دینی پیگیری می شود حاصل چیست؟ به راستی تا کنون چند انسان بواسطه جرائم مرتکب شده به نمایش نوازش حزن انگیز شلاق و رقص اندوهبار بر بالای دار دعوت شده اند که بازیگر نقش اول باشند برای عبرت آموزی خلق تماشاگر، آیا آموزه ای حاصل شده است؟ اگر شده است پس این تکرار بی سرانجام چیست که هر روزه شاهد آنیم؟ و اگر نشده است دلیل این تکرار چیست؟

نوشتن دیدگاه

اراذل و اوباشی که اعدام شدند در کدام بستر رشد یافتند؟

خبر کوتاه، گویا و ساده تعدادی از اراذل و اوباش اعدام شدند.

مطمئنا کسی با هرج و مرج و بی قانونی موافق نیست، کسی موافق نیست که تیغ جهلی در زیر گلویش رگهای آن را نوازش کند، موافق نیستم که خواهرم، دخترم، مادرم، همسرم و تمام عزیزانم قربانی اوباش گری عده ای شوند، اما نگاهی به اعدام شدگان دلم را ریش می کند سیمایشان را هم در صدا و سیما دیده ام و هم هنگامیکه که کشان کشان می بردندشان، خطی از آنها بر جای مانده بود بر لوح دوربین موبایل دوستم، دیدم که چه خوار می بردندشان، متاسف بودم از حقارت انسان در هر دو سوی.

من که خود زمانی کیفم را برده بودند به جور، همین اشرار و البته از بخت خوش به خودم و جانم کاری نداشتند، سخت گریستم به حالشان چرا که خود را لحظاتی در جای حقارت آنها یافتم، منی که چندی پیش توسط آنها خوار و حقیر شده بودم. آری من بهتر مزه حقارت را درک می کردم تا آنانی که آن را حتی تصور هم نکرده اند. 

اما اینکه او مرا در آن بعد از ظهر لعنتی که خود شرسار از غم بودم به غمی دیگر مبتلا ساخت دلیل نمی شود که چشم بپوشم بر آنچه که من و او را ناخواسته روبروی هم قرار داده بود، مطمئنم کسی از سر خوشی تن نمی سپارد به باج گیری، زور خواهی، دزدی، تجاوز، قتل و هر شرارت دیگری، ذات انسان متعالی، زیبا و سرشار از پویش به سمت تعالی است، پس چگونه است که تن می سپارد به اعمالی که او را از ذات تعالی طلبش دور و به درجات حیوانی نزدیک می کند. پاسخ ساده است تربیت انسان، که به او می آموزد مادام که با سختی روبرو شد، پشت انسانیتش نلرزد و سر تعظیم در برابر خوشی های بی قدر زود گذر پایین نیاورد.

 تربیت را می توان با دو رویکرد در نظر گرفت: خانوادگی و اجتماعی

در باب تربیت خانوادگی نمی توانیم خانواده هایی را که به زعم حاکمان این دیار بنیادی ترین، عظیم ترین، متعالی ترین و آرمان خواه ترین انقلاب جهان را پدید آورده اند و به گفته پیر و مرادش این تحول را انفجار نور باید تصور کنیم آنقدر نابخرد بدانیم که حتی از تربیت فرزندان خویش عاجز است، اشاره می کنم به آرای ۹۸ درصدی رای موافق به جمهوری اسلامی در ابتدای انقلاب، نگویید که این اشرار دست پرورده آن دو درصدند که از خنده به سمت ارتحال پر خواهم کشید.

اما در باب تربیت اجتماعی این اراذلی را که من دیدم سنشان از چهل بالاتر نمی رفت یعنی مسن ترین آنها به گاه انقلاب یازده ساله بوده است و در پایان دوران کودکی. مطمئنا اینان از تربیت اجتماعی دوران پس از انقلاب در محیط های مختلفی چون مدرسه بهره برده اند و در کنار آن نیز از صدا و سیمای انقلابی، سینمای تطهیر گشته، همچنین موسیقی جنگ و جهاد که پرده اغنا را ندریده است، بهره مند گشته اند پس چرا دستاوردی اینچنین حاصل می شود؟

 یعنی انقلابی که داعیه در نوردیدن مرزهای جغرافیایی و صدور خود را به اقصی نقاط جهان داراست از تربیت فرزندان خود عاجز است؟ نگاهی به آمارهای جرم و جنایت و فاسد بیاندازید این تازه بخشی از ماجراست که علنی شده و از پرده بیرون افتاده است، چرا در این دیار آمار خودکشی جوانان رو به افزون است؟ چرا آمار طلاق که کودکان به جای مانده اش اراذل بالقوه فردایند، تصاعدی هندسی دارد؟ چرا معتادان آنقدر بیشمار و خطرناکند که نیازمند طرحی جدا برای ساماندهی آنها هستیم؟ چرا اشرار را که می توان آنها را بخشی از این جامعه به لحاظ تعداد خطاب کرد، بالقوه و بالفعل در حال تکثیرند؟ چرا با تمام آموزه های دینی مان از ابتدای انقلاب در مدارس و تلویزیون و سایر رسانه ها احساس می کنیم نیازمند برخورد با حریم شکنان اجتماع در طرحی مجزا هستیم آن هم در دو مرحله پسران و دختران؟

مخلص کلام اینکه حاکمان این دیار به جای دار زدن این و شلاق زدن آن، کوتاه کردن موی این و بلند کردن شلوار و مانتوی من کمی از ارتفاع جایگاه برج عاج خود کوتاه کنند و بر بلندای نظر خود بیفزایند راه دوری نخواهد رفت …..

نوشتن دیدگاه

یکی از اعضای کابینه 70 میلیونی

احمدی نژاد: این که می گویند دو بچه کافی است، من با این امر مخالف هستم. کشور ما دارای ظرفیت های فراوانی است. ظرفیت دارد که فرزندان زیادی در آن رشد پیدا کنند، حتی ظرفیت حضور ۱۲۰ میلیون نفر را داراست. سی ام مهر ماه  هزار و سیصد و هشتاد و پنج

حسینی رئیس هیئت مدیره اتحادیه صادر کنندگان فرآورده های نفتی:قیمت هر تن بنزین در بازارهای جهانی720 دلار است یعنی در ازای هر لیتر آن باید 55 سنت پرداخت کرد؛ از این رو اتحادیه صادر کنندگان فرآورده های نفتی می تواند هر لیتر بنزین را به قیمت 510 تا 520 تومان از خارج وارد کند و به قیمت 550 تومان در داخل به فروش برساند. یازدهم تیر ماه هزار و سیصد و هشتاد وشش

فاطمه واعظ جوادی رئیس سازمان حفاظت محیط زیست:میانگین مصرف روزانه بنزین از ابتدای تیرماه سال 85 معادل 6/73 میلیون لیتر بوده است. بیستم تیر ماه هزار و سیصد و هشتاد و شش

رئیس جهمور: تحقق کابینه ۷۰ میلیونی در گرو مشارکت آحاد مردم در تصمیم گیری هاست. بیست و چهارم تیر ماه هزار و سیصد و هشتاد و شش

 

 

 به عنوان یکی از اعضای کابینه ۷۰ میلیونی رئیس جمهور تصمیم گرفته ام، مازاد بنزین ۵۰ میلیون نفری را که در جمع ما حضور ندارند، به ملت همیشه در صحنه اختصاص دهم.   

 ۷۳۶۰۰۰۰۰ لیتر بنزین مصرفی روزانه کشور را تقسیم بر ۷۰۰۰۰۰۰۰ میلیون نفر جمعیت حاضر و ضربدر ۵۰۰۰۰۰۰۰ میلیون نفر جمعیت غایب می کنیم و در می یابیم که روزانه بالغ بر ۵۲۵۷۱۴۲۸ لیتر بنزین مازاد در کشور وجود دارد که کسی برای مصرف آن وجود ندارد این مقدار ضربدر ۴۵۰ تومان سوبسید اختصاص داده دولت برای هر لیتر بنزین مبلغی مازادی را نشان می دهد که روزانه بالغ بر ۲۳۶۵۷۱۴۲۶۰۰ می باشد، با تقسیط مجدد این مبلغ بر میزان بنزین مصرفی روزانه در کشور در می یابیم که دولت توانایی پرداخت سوبسیدی بالغ بر ۳۲۱ تومان به ازای هر لیتر بنزین مصرف شده در حالت عادی را دارا می باشد و به سهولت می توان بدون کاهش مصرف روزانه بنزین را به قیمت ۱۲۹ تومان در اختیار مردم قرار داد.

 آقای احمدی نژاد، مجلس عزیز همه این دعوا برای این  ۲۹ تومان الباقی است این ملت صبور آن را می پردازد. لطفا سهمیه بندی بی دلیل بنزین را متوقف و فضای کشور را بیهوده ملتهب نکنید.

 

 

 

 راستی راجع به ارقام ذکر شده که شوخی نکرده اید؟؟

نوشتن دیدگاه

پیشنهادهایی برای بالاترین (منفی دادن، حذف لینک، توضیح کاربر)

صعود یک لینک در بالاترین با احتساب امتیازات کسب کرده و براساس حد نصاب کار بسیار معقولی است ، اما منفی دادن منفی دادن اگر بر اساس شرایط عقیدتی باشد و باعث حذف یک لینک براساس عقیده مخالفان آن باشد، جالب به نظر نمی رسد و همین مطلب دستمایه حرفهای کودکانه ای همچون دیکتاتوری اکثریت است.

پیشنهاد:

یک لینک با کسب امتیازات لازم و به رغم داشتن منفی(بدون احتساب منفی به عنوان پوئن کسر شده و بدون کسر امتیاز از منفی دهنده ) قابلیت صعود به صفحه اول را داشته باشد. تجسم کنید یک لینک با گرایش اقتصاد و با ۶ امتیاز مثبت به صفحه نخست آمده در حالی که دارای ۱۵ رای منفی است، این خود گویای همه چیز است.

دلیل:

این مطلب از تعیین تکلیف یک لینک با ارزش و با محتوا مثلا با گرایش اجتماعی، با دوازده مثبت و تنها یک منفی که شاید به اشتباه داده شده باشد می کاهد نمی توان دوره افتاد که لینک با ارزش من منفی اشتباهی گرفته. 

عیب این پیشنهاد:

لینک هایی که حاوی توهین و یا سایر موارد خلاف عرفی و قانونی است قابلیت صعود به صفحه نخست را دارد. در این زمینه گزارش تخلف برای گرایش انتخابی اشتباه و توهین و یا موارد دیگر چاره کار است و اضافه نمودن قانونی برای تعلیق کوتاه مدت و یا دائمی کابر ارسال کننده، شاید با توجه به تقلب خنده دار به نظر بیاید ولی با توجه به یکسان بودن این نوع لینک ها و کاربر های متفاوت ارسال کننده خود سندی بر حرکت خنده دارشان است و مایه مضحکه شدنشان.

توضیح کابر:

شاید بتوان در هنگام ارسال لینک گزینه ای را برای توضیح کاربر در نظر گرفت تا بتوان در آنجا درباره لینک ارسالی توضیح داد و این توضیح در صفحه لینک و در زیر لینک ارایه شده و در بالای قسمت نظرات اضافه شود حسن آن اینست که صف بندی کاربر با لینک ارایه شده مشخص و از صدور بیانیه در قسمت توضیحات و یا تیتر های آنچنانی جلوگیری می شود و در کیفیت لینک های ارسالی اثر مثبتی خواهد داشت.

نوشتن دیدگاه

آقایون در بالاترین و روز زن و مادر

روز زن و مادر را از طرف آقایون کاربر در بالاترین به دوستان هم جنسم و خودم تبریک می گم، پاینده باشیم.

نوشتن دیدگاه

واژه های خوب و بهترین

بی مقدمه من که حالم از این واژه های خوب و بهترین یواش یواش دیگه خیلی داره به هم می خوره.

 

آقایون تا یه جایی کم میارن میرن سراغ این واژه ها و میگن مردم خوب، بهترین مردم، تماشاگران خوب، بهترین تماشاگران، دانشجویان خوب، بهترین دانشجویان و ………

ته هر کدوم رو هم که بگیری می رسی به افتضاح یا گنده کاری که یا انجام شده و یا قراره صورت بگیره.

مثلا قبل از بازیهای حساس تیم ملی یا تیم های بزرگ هندونه زیر بغل تماشاگرها میذارن که یعنی  بهترینند و در حقیقت یعنی اینکه اگه همه چی تحت عدم مدیریت نابسامان و یا فضا سازی نکردن در جهت نیل به مقصود از دست رفت همه ساکت باشن و دم نزنن و محترمانه خفه شن و یا در ابعاد اجتماعی به گاه حوادث همه مردم خوبن و شهروند مقدس ولی اگه قرار باشه حتی بگن ما از تصمیمات اقتصادی شما تو فشار و عذابیم اعم از برزگ و کوچیک و تحصیل کرده و نکرده همه اشرارن و دشمن جامعه.

حرف آخر راستی اگه کسایی که توی شب سهمیه بندی اون کارا رو کردن درخواست تجمع ملایم میدادن قبول میشد؟ حتما میشد نه؟ من که گوشام درازه و آدم خیلی خوبیم. 

نوشتن دیدگاه

یک خبر بد

طبق اعلام شبکه سوم سیمابزودی سری جدید برنامه کوله پشتی آغاز می شود

نوشتن دیدگاه

سئوال روز (1)

به نظر شما اگر تختی زنده بود، در مسئله سهمیه بندی بنزین با مردم همراه بود یا با حکومت؟

نوشتن دیدگاه