Posts Tagged بحارالانوار

وصیت پیامبر اسلام به علی بن ابیطالب، دروغ در سه جا نيكوست: ميدان جنگ، وعده به زن و اصلاح ميان مردم و همنشينى سه طايفه دل را می ميراند: فرومايگان، توانگران، و زنان

يَا عَلِيُّ ثَلَاثٌ يَحْسُنُ فِيهِنَّ الْكَذِبُ الْمَكِيدَةُ فِي الْحَرْبِ وَ عِدَتُكَ زَوْجَتَكَ وَ الْإِصْلَاحُ بَيْنَ النَّاسِ وَ ثَلَاثَةٌ مُجَالَسَتُهُمْ تُمِيتُ الْقَلْبَ مُجَالَسَةُ الْأَنْذَالِ وَ مُجَالَسَةُ الْأَغْنِيَاءِ وَ الْحَدِيثُ مَعَ النِّسَاء

من لا يحضره الفقيه، شیخ صدوق، جلد چهارم، صفحه سیصد و شصت

يا على: سه مورد است كه دروغ گفتن در آن نيكو است: تدبير در جنگ، و وعده دادن به همسر و زوجه، و اصلاح ميان مردم. و همنشينى سه طايفه دل را می ميراند: همنشينى فرومايگان، و همنشينى توانگران، و گفتگو با زنان.

الخصال أَبِي عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَبِي الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ الْبَجَلِيِّ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍعَنِ الْمُحَارِبِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ قَالَ النَّبِيُّ ص ثَلَاثٌ يَحْسُنُ فِيهِنَّ الْكَذِبُ الْمَكِيدَةُ فِي الْحَرْبِ وَ عِدَتُكَ زَوْجَتَكَ‏ وَ الْإِصْلَاحُ بَيْنَ النَّاسِ وَ قَالَ ثَلَاثٌ يَقْبُحُ فِيهِنَّ الصِّدْقُ النَّمِيمَةُ وَ إِخْبَارُكَ الرَّجُلَ عَنْ أَهْلِهِ بِمَا يَكْرَهُهُ وَ تَكْذِيبُكَ الرَّجُلَ عَنِ الْخَبَرِ وَ قَالَ ثَلَاثَةٌ مُجَالَسَتُهُمْ تُمِيتُ الْقَلْبَ مُجَالَسَةُ الْأَنْذَالِ وَ الْحَدِيثُ مَعَ النِّسَاءِ وَ مُجَالَسَةُ الْأَغْنِيَاءِ

بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، علامه مجلسی، جلد شصت و هشتم، صفحه نهم

پيامبر اكرم فرمود سه مورد است كه دروغ گفتن جائز بلكه خوب است 1- در صحنه جنگ 2- وعده دادن به همسر 3- براى اصلاح بين مردم. سه مورد است كه راست گفتن قبيح و زشت است. 1- سخن‏چينى 2- نقل عمل ناپسند از خانواده كسى به شوهر و سرپرست آن خانواده 3- و دروغگوئى كسى را به او گفتن و اخبار او را تكذيب كردن و نيز فرمود. سه گروهند كه همنشينى با آنان دل را می ميراند 1- همنشينى با افراد پست و رذل 2- هم صحبت شدن با زنها 3- همنشينى با ثروتمندان‏

يَا عَلِيُّ ثَلَاثَةٌ يَحْسُنُ فِيهِنَّ الْكَذِبُ الْمَكِيدَةُ فِي الْحَرْبِ وَ عِدَتُكَ زَوْجَتَكَ‏ وَ الْإِصْلَاحُ بَيْنَ النَّاسِ- وَ ثَلَاثَةٌ مُجَالَسَتُهُمْ تُمِيتُ الْقَلْبَ- مُجَالَسَةُ الْأَنْذَالِ وَ مُجَالَسَةُ الْأَغْنِيَاءِ- وَ الْحَدِيثُ مَعَ النِّسَاءِ-

بحار الانوار الجامعه لدرر اخبار الائمه الاطهار، علامه مجلسی، جلد هفتاد و چهار، صفحه پنجاه و دو

ای علی: دروغ در سه جا نيكوست: ميدان جنگ، وعده به زن و اصلاح ميان مردم‏ و سه طايفه است كه همنشينى آنها دل را مى‏ ميراند، همنشينى پست‏ها، همنشينى ثروتمندان، سخن گفتن با زنان.

Comments (1)

تفسیر آیه پنجم سوره نساء توسط امام باقر

الإمام الباقر في شرح قوله تعالى: «وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ»، … إذا علم الرّجل أنّ امرأته سفيهة مفسدة و ولده سفيه مفسد، لم ينبغ له أن يسلّط واحدا منهما على ماله الّذي جعل اللَّه له «قياما»، يقول: «معاشا» …

امام باقر در شرح اين آيه: «وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ» … مى‏فرمايد:

اگر مردى بداند كه همسر او سفيه و تباه ‏كننده و فرزندش سفيه و تبهكار است، شايسته نيست كه مال خويش را- كه خدا مايه «معاش» او قرار داده است- در دسترس آنان گذارد.

الحياة، اخوان حكيمى- احمد آرام‏، جلد ششم، صفحه سیصد و چهارده

في رواية أبي الجارود عن أبي جعفر في قوله وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ فالسفهاء النساء و الولد، إذا علم الرجل أن امرأته سفيهة مفسدة و ولده سفيه مفسد لا ينبغي له أن يسلط واحدا منهما على ماله الذي جعله الله له قِياماً يقول معاشا قال وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها وَ اكْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً

تفسيرالقمي، على بن ابراهيم بن هاشم قمى؛ جلد نخست، صفحه یکصد و سی و دو

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فِي تَفْسِيرِهِ، بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ فَالسُّفَهَاءُ النِّسَاءُ وَ الْوَلَدُ إِذَا عَلِمَ الرَّجُلُ أَنَّ امْرَأَتَهُ سَفِيهَةٌ مَفْسِدَةٌ وَ وَلَدَهُ سَفِيهٌ مُفْسِدٌ لَا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يُسَلِّطَ وَاحِداً مِنْهُمَا عَلَى مَالِهِ الَّذِي جَعَلَ اللَّهُ لَهُ قِيَاماً يَقُولُ لَهُ مَعَاشاً

مستدرك ‏الوسائل، محدث نورى، جلد سیزدهم، صفحه چهارصد و بیست و هشتم

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فِي تَفْسِيرِهِ، عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ فَالسُّفَّهَاءُ النِّسَاءُ وَ الْوَلَدُ إِذَا عَلِمَ الرَّجُلُ أَنَّ امْرَأَتَهُ سَفِيهَةٌ مُفْسِدَةٌ وَ وَلَدَهُ سَفِيهٌ مُفْسِدٌ لَمْ يَنْبَغِ لَهُ أَنْ يُسَلِّطَ وَاحِداً مِنْهُمَا عَلَى مَالِهِ الَّذِي جَعَلَ اللَّهُ لَهُ قِيَاماً يَقُولُ لَهُ مَعَاشاً

مستدرك ‏الوسائل، محدث نورى، جلد چهاردهم، صفحه نوزدهم

فِي رِوَايَةِ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ فِي قَوْلِهِ وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ فَالسُّفَهَاءُ النِّسَاءُ وَ الْوَلَدُ إِذَا عَلِمَ الرَّجُلُ أَنَّ امْرَأَتَهُ سَفِيهَةٌ مُفْسِدَةٌ وَ وَلَدَهُ سَفِيهٌ مُفْسِدٌ لَمْ يَنْبَغِ لَهُ أَنْ يُسَلِّطَ وَاحِداً مِنْهُمَا عَلَى مَالِهِ الَّذِي جَعَلَ اللَّهُ لَهُ قِيَاماً يَقُولُ لَهُ مَعَاشاً قَالَ وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها وَ اكْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفا

بحارالانوار، علامه مجلسی، جلد صدم، صفحه یکصد و شصت و چهار

نوشتن دیدگاه

قرآن به ما می گوید که آیا پیامبر اسلام صاحب معجزه بود یا نه ؟

چند روز پیش لینکی را به بالاترین ارسال کردم با پیشانی نوشت » پخته نشدن ماهی در آتش به برکت فرستادن صلوات توسط ماهی » لینک مربوط به روایتی است از یک ماهی که به واسطه فرستادن صلوات آتش بر بدن او حرام شده است.

بحث های صورت گرفته در زیر لینک و در بخش کامنت های آن باعث شد تا مقداری بیشتر در مورد معجزات منسوب به پیامبر اسلام تجسس کنم.

شق القمر:

شق القمر رویدادی است که مسلمین اعتقاد دارند به وقوع پیوسته و از معجزات پیامبر آنان می باشد. در روایات مختلفی که در زمینه شق القمر ذکر شده است جدای از اختلاف بر سر چگونگی درخواست معجزه و افرادی که در زمان این رویداد حضور داشته اند. راویان در زمینه زمان وقوع این رویداد بر یک زمان معلوم تاکید دارند. این مدت زمان شامل سالهای آغازین بعثت تا اواخر دوران حضور پیامبر اسلام در مکه می باشد و راویان متفقند که شق القمر در طی این سالها به وقوع پیوسته و تنها در مورد سال وقوع آن با یکدیگر اشتراک نظر ندارند.

این مدت زمان که در انتهای آن پیامبر اسلام به مدینه هجرت می کنند به نام سالهای پیش از هجرت شناخته می شود و همانطور که ذکرش رفت راویان معتقدند شق القمر در مکه و در سالهای پیش از هجرت روی داده است.

در روایات مختلف سال وقوع شق القمر را سال اول بعثت، سال پنجم پیش از هجرت و پنج سال پیش از هجرت (سال هشتم پیش از هجرت) ذکر کرده اند.

شرح ماجرای شق القمر به نقل از بحارالانوار:

اين معجزه بنا به درخواست جمعى از سران قريش و مشركان مانند ابوجهل و وليد بن مغيره و عاص بن وائل و ديگران انجام شد، بدين‏ ترتيب كه آنها در يكى از شبها كه تمامى ماه در آسمان بود (ماه کامل) به نزد رسول خدا آمده و گفتند: اگر در ادعاى نبوت خود راستگو و صادق هستى دستور ده اين ماه دو نيم شود!

رسول خدا به آنها گفت: اگر من اينكار را بكنم ايمان خواهيد آورد؟

گفتند: آرى

و آنحضرت از خداى خود درخواست اين معجزه را كرد و ناگهان همگى ديدند كه ماه دو نيم شد بطورى كه كوه‏ حرا را در ميان آن ديدند و سپس ماه به هم آمد و دو نيمه آن به هم‏ چسبيد و همانند اول گرديد.

و رسول خدا دو بار فرمود: « اشهدوا، اشهدوا » يعنى گواه باشيد و بنگريد!

مشركين كه اين منظره را ديدند بجاى آنكه به آنحضرت ‏ايمان آورند گفتند: « سحرنا محمد » محمد ما را جادو كرد، و یا آنكه گفتند: « سحر القمر، سحر القمر » ماه را جادو كرد!

برخى از آنها گفتند: اگر شما را جادو كرده مردم شهرهاى‏ ديگر را كه جادو نكرده! از آنها بپرسيد، و چون از مسافران‏ و مردم شهرهاى ديگر پرسيدند آنها نيز مشاهدات خود را در دو نيم ‏شدن ماه بيان داشتند.

آیاتی در قرآن که گفته می شود مربوط به این واقعه شق القمر می باشد:

آیاتی که از آن برای اثبات قرآنی شق القمر استفاده می شود، مربوط است به سوره قمر و آیات یک الی سه، در این آیات می خوانیم:

اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انشَقَّ الْقَمَرُ (1) وَ إِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ (2) وَ كَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْوَاء هُمْ وَ كُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ (3)

قيامت بسيار نزديك شد، و ماه از هم شكافت (1) و اگر معجزه اى را ببينند، روى بگردانند و گويند: جادويى هميشگى است ! (2) و انكار كردند و هواهاى نفسانى خود را پيروى نمودند، در حالى كه هر كارى قرار مي گيرد (3)

بر طبق روایات سوره قمر از سوره های مکی قرآن می باشد و در سال چهارم بعثت که به نام سال واقعیه شناخته می شود نازل شده است.

البته سه تن از راویان و مفسران قرآن حسن و عطا و بلخی گفته ‏اند كه: « انشق‏ » در اينجا به معناى‏ « سينشق‏ » است ‏يعنى بزودى در قيامت ماه دو نيم خواهد شد و اينكه بلفظ ماضى آمده برای تاکید بر این نکته است كه محققن واقع‏ خواهد شد.

معراج:

مسلمانان طبق آیات قرآن به سیر شبانه محمد بن عبدالله پیامبر خود از مسجد الحرام به مسجد الاقصی و عروج جسمانی او از مسجد الاقصی به آسمان اعتقاد دارند و این واقعه را معراج می‌نامند. همچنین در ادیان دیگر نیز وقایع مشابه (عروج به آسمان) گزارش شده است، مانند نبی اشعیا: در یهودیت، رسول پولس در مسیحیت و موبد کرتیر در اعتقادات زرتشتیان.

خلاصه ایی از آنچه که پیامبر اسلام از واقعه معراج تعریف کرده است:

گفته می شود که پيامبر اسلام معراج را از خانه ام هانی (خواهر علی بن ابیطالب) آغاز كرد و با مركبی به نام بُراق به سوى « بيت المقدس » كه آن را مسجد الاقصى نيز مى نامند روانه شد و پس از مدت بسيار كوتاهى در آن نقطه پايين آمد. از نقاط مختلف مسجد و « بيت اللحم » كه زادگاه حضرت مسيح است همچنین از منازل انبياء و آثار و جايگاه آنها ديدن به عمل آورد و در برخى از منازل دو ركعت نماز گذارد.

پس از آن مرحله دوم معراج آغاز می شود و محمد از همان نقطه به سوى آسمانها پرواز می کند، ستارگان و نظام جهان بالا را مشاهده كرده و با ارواح پيامبران و فرشتگان آسمانى سخن می گوید همچنین از مراكز رحمت و عذاب « بهشت و دوزخ » بازديد به عمل می آورد.

پس از آن از همان راهى كه پرواز نموده بود بازمی گردد و در مراجعت نيز در بيت المقدس فرود می آید و راه مكه و وطن خود را پيش می گیرد.

آیاتی در قرآن که گفته می شود مربوط به واقعه معراج می باشد:

آیه ایی که از آن برای اثبات قرآنی معراج استفاده می شود، مربوط است به سوره اسراء آیه یک، در این آیه می خوانیم:

سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ (1)

پاك و منزه است خدائي كه بندهاش را در يك شب از مسجد الحرام به مسجد اقصي كه گرداگردش را پر بركت ساختيم برد، تا آيات خود را به او نشان دهيم او شنوا و بيناست (1)

بر طبق روایات سوره اسراء از سوره های مکی قرآن می باشد که در سال یازدهم بعثت که به نام سال سامریه شناخته می شود نازل شده است.

تناقض مشهود در قرآن یا روایت سازی ؟

می خواهم از این به بعد با کمک قرآن نگاهی کنیم به این دو مطلب و ببینیم که آیا روایت سازان با استناد به چند آیه  قرآن شیطنت کرده و معجزه سازی کرده اند و یا اینکه قرآن دارای تناقض است ؟

برای فهم بهتر مطلب با هم نگاهی می کنیم به ترتیب نزول سوره های قرآن و سال نزول سوره های مختلف قرآن:

عدد روبروی هر سوره جایگاه آن سوره در فهرست کنونی قرآن را نشان می هد.

سوره های مکی


– 1
العلق 96
– 2
القلم 68
– 3
المزمل 73
– 4
المدثر 74
– 5
الفاتحه 1
– 6
المسد 111
– 7
التکوير 81
– 8
الاعلي 87
– 9
الليل 92
– 10
الفجر 89
– 11
الضحي 93
– 12
الشرح 94
– 13
العصر 103
– 14
العاديات 100
– 15
الکوثر 108
– 16
التکاثر 102
– 17
الماعون 107
– 18
الکافرون 109
– 19
الفيل 105
– 20
الفلق 113
– 21
الناس 114
– 22
التوحيد 112
– 23
النجم 53
– 24
عبس 80
– 25
القدر 97
– 26
الشمس 91
– 27
البروج 85
– 28
التين 95
– 29
قريش 106
– 30
القارعه 101
– 31
القيامه 75
– 32
الهمزه 104
– 33
المرسلات 77
– 34
ق 50
– 35
البلد 90
– 36
الطارق 86
– 37
القمر 54
– 38
ص 38
– 39
الاعراف 7
– 40
الجن 72
– 41
يس 36
– 42
الفرقان 25
– 43
فاطر 35
– 44
مريم 19
– 45
طه 20
– 46
الواقعه 56
– 47
الشعراء 26
– 48
النمل 27
– 49
القصص 28
– 50
الاسراء 17
– 51
يونس 10
– 52
هود. 11
– 53
يوسف 12
– 54
الحجر 15
– 55
الانعام 6
– 56
الصافات 37
– 57
لقمان 31
– 58
سبا 34
– 59
الزمر 39
– 60
غافر 40
– 61
فصلت 41
– 62
الشوري 42
– 63
الزخرف 43
– 64
الدخان 44
– 65
الجاثيه 45
– 66
الاحقاف 46
– 67
الذاريات 51
– 68
الغاشيه 88
– 69
الکهف 18
– 70
النحل 16
– 71
نوح 71
– 72
ابراهيم 14
– 73
الانبياء 21
– 74
المؤمنون 23
– 75
السجده 32
– 76
الطور 52
– 77
الملک 67
– 78
الحاقه 69
– 79
المعارج 70
– 80
النبا 78
– 81
النازعات 79
– 82
الانفطار 82
– 83
الانشقاق 84
– 84
الروم 30
– 85
العنکبوت 29
– 86
المطففين 83

سوره های مدنی


– 87
البقره 2
– 88
الانفال 8
– 89
آل عمران 3
– 90
الاحزاب 33
– 91
الممتحنه 60
– 92
النساء 4
– 93
الزلزال 99
– 94
الحديد 57
– 95
محمد 47
– 96
الرعد 13
– 97
الرحمان 55
– 98
الانسان 76
– 99
الطلاق 65
– 100
البينه 98
– 101
الحشر 59
– 102
النصر 110
– 103
النور 24
– 104
الحج 22
– 105
المنافقون 63
– 106
المجادله 58
– 107
الحجرات 49
– 108
التحريم 66
– 109
الجمعه 62
– 110
التغابن 64
– 111
الصف61
– 112
الفتح. 48
– 113
المائده 5
– 114
برائت 9

تناقض یا شیطنت ؟

همانطور که در بالا دیدیم سوره های قمر و اسراء که گفته می شود در آن اشاره به شکافته شدن ماه توسط پیامبر اسلام و به معراج رفتن ایشان می کند از سوره های مکی قرآن می باشند.

پس از نزول سوره قمر و اسراء بار ها از پیامبر اسلام درخواست می شود تا معجزه ایی ارائه کند که سند ادعای خود در پیامبری باشد و قرآن هر بار در پاسخ کسانیکه درخواست معجزه کرده اند، به پیامبر ابلاغ می کند که بگو تو فقط بشارت دهنده و بیم دهنده هستی و قدرت و علم معجزه تنها در نزد خداست و … نگاهی می کنیم به این آیات:

سوره اسراء آیه 59:

وَ مَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا (59)


و هيچ چيز، ما را از فرستادن معجزات باز نداشت جز اينكه پيشينيان، آن معجزات را تكذيب كردند و به قوم ثمود ناقه داديم كه معجزه اى روشن بود، ولى به آن ستم كردند و ما معجزات را جز براى هشدار دادن به مردم نمي فرستيم. (59)

در آیه پنجاه و نه سوره اسراء بیان می شود که دلیل آنکه معجزه ایی صورت نمی گیرد اینست که درخواست کنندگان معجزه در زمان پیامبران گذشته، معجزات ارائه شده پس از درخواستشان را تکذیب کرده و معجزه سبب ایمان آوردن آنها نشده است.

بر طبق روایات موجود این سوره از سوره های مکی قرآن می باشد که در سال یازدهم بعثت که به نام سال سامریه شناخته می شود، نازل گردیده است.

جالب است که این آیه پس از آیه یکم همین سوره نازل شده است که حجتی بر معراج پیامبر خوانده می شود.

سوره رعد آیه 7:

وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلآ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ (7)

و كافران مي گويند: چرا از سوى پروردگارش معجزه اى بر او نازل نشده ؟ تو فقط بيم دهنده اى و براى هر قومي هدايت كننده اى است . (7)

سوره رعد آیه27:

وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ (27)

كافران مي گويند: چرا معجزه اى از سوى پروردگارش بر او نازل نشده ؟ بگو: مسلماً خدا هر كس را بخواهد گمراه مي كند و هر كس را كه به سوى او بازگردد، هدايت مي نمايد . (27)

در آیه هفتم و بیست و هفتم سوره رعد آن اشاره به گفتگوی پیامبر با درخواست کنندگان معجزه می شود، در این آیات بیان می شود که رسالت پیامبر تنها بشارت دهنده و بیم دهنده بودن است و هدایت بشر نیاز به معجزه ندارد و خدا هر که را بخواهد هدایت می کند.

بر طبق روایات موجود این سوره از سوره های مکی قرآن می باشد که در سال دوازدهم بعثت که به نام سال نحلیه شناخته می شود، نازل گردیده است.

سوره یونس آیه 20:

وَ يَقُولُونَ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلّهِ فَانْتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ (20)

و مي گويند: چرا از سوى پروردگارش معجزه اى بر او نازل نشده ؟ بگو: غيب ويژه خداست، پس به انتظار باشيد كه من هم با شما از منتظرانم. (20)

در آیه بیستم سوره یونس اشاره می شود به گفتگوی پیامبر با درخواست کنندگان معجزه و پیامبر  ارائه معجزه را منوط به اراده خداوند می کند و می گوید: من نیز چون شما از منتظرانم تا وقت معجزه برسد.

بر طبق روایات موجود سوره یونس از سوره های مکی قرآن می باشد که در سال سیزدهم بعثت که به نام سال هودیه شناخته می شود، نازل گردیده است.

سوره انعام آیات 34 الی 37:

وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ وَلَقدْ جَاءكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَ (34) وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاء فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ (35) إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَالْمَوْتَى يَبْعَثُهُمُ اللّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ (36) وَقَالُواْ لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ قَادِرٌ عَلَى أَن يُنَزِّلٍ آيَةً وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ (37)

مسلماً پيش از تو رسولانى تكذيب شدند و بر تكذيب و آزارى كه ديدند، شكيبايى ورزيدند تا يارى ما به آنان رسيد و سنّت هاى خدا را تغيير دهنده اى نيست. و قطعاً بخشى از سرگذشت پيامبران به تو رسيده است. (34) و اگر روى گرداندن آنان بر تو سنگين و دشوار است، اگر بتوانى نقبى در زمين، يا نردبانى براى راه يافتن در آسمان بجويى تا معجزه اى براى آنان بياوری و اگر خدا مي خواست همه آنان را به راه هدايت گرد مي آورد پس هرگز از بى خبران مباش. (35) فقط كسانى پاسخ مي دهند كه مي شنوند، و خدا مردگان را برمي انگيزد ، آنگه به سوى او بازگردانده مي شوند. (36) و گفتند: چرا معجزه اى از سوى پروردگارش بر او نازل نمي شود ؟ بگو: يقيناً خدا قدرت دارد كه معجزه اى نازل كند، ولى بيشترشان نمي دانند. (37)

سوره انعام آیه 109:

وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ يُؤْمِنُونَ (109)

با سخت ترين سوگندهايشان به خدا سوگند خوردند كه اگر معجزه دلخواهشان براى آنان آيد ، قطعاً به آن ايمان مي آورند ، بگو: معجزات فقط در اختيار خداست، و شما چه مي دانيد حقيقت اين است كه اگر آن معجزه هم بيايد، ايمان نمي آورند. (109)

در آیات بالا که از سوره انعام برگزیده شده اند، دلیل عدم ارائه معجزه از سوی پیامبر ایمان نیاوردن درخواست کنندگان معجزه  به خدا و پیامبر حتی پس از انجام معجزه توسط پیامبر بیان می شود.

بر طبق روایات موجود سوره انعام، از سوره های مکی قرآن می باشد که در سال سیزدهم بعثت که به نام سال هودیه شناخته می شود، و پس از نزول سوره یونس، نازل گردیده است.

سوره بقره آیات 118 و 119:

وَقَالَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ لَوْلاَ يُكَلِّمُنَا اللّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (118) إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلاَ تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ (119)

و كسانى كه نادان و نا آگاهند، گفتند :چرا خدا با ما سخن نمي گويد يا نشانه و معجزه اى براى ما نمي آيد ؟ گذشتگان آنان نيز مانند گفته ايشان را گفتند; دل هايشان شبيه هم است. تحقيقاً ما نشانه ها را براى اهل باور بيان كرده ايم (118) قطعا ما تو را به درستى و راستى، بشارت دهنده و بيم رسان فرستاديم، و تو مسؤولِ دوزخيان نيستى (119)
در این آیات از سوره بقره اشاره به گفتگوی پیامبر با درخواست کنندگان معجزه می شود و با هم بیان می کند که محمد فقط بیم دهنده و بشارت دهنده است.

بر طبق روایات موجود سوره بقره از سوره های مدنی قرآن می باشد که در سال نهم هجرت که به نام سال تبوکیه شناخته می شود، نازل گردیده است.

همانطور که می بینیم. پس از نزول آیه یک از سوره قمر و الاسراء که حجتی بر وجود معجزات شکافته شدن قمر و معراج پیامبر شمرده می شوند. بارها و بارها گفته می شود که پیامبر معجزه ایی نداشته است و تنها بشارت دهنده و بیم دهنده بوده است.

نتیجه گیری:

با توجه به آیات بالا که زمان نزول آنها جملگی پس از معجزاتی که برای محمد ذکر می شود و تائیدی بر نداشتن معجزه از سوی محمد است، باید در نظر گرفت که معجزات ذکر شده تنها کار روایت سازان می باشد، چون اگر این معجزات به واقع رخ داده بود و شکافته شدن ماه و معراج معجزه پیامبر اسلام می بود باید در آیات پس از این معجزات و در پاسخ درخواست کنندگان معجزه آیه ایی نظیر این می آمد:

و به یاد آورید هنگامیکه محمد ماه را به اراده ما از هم شکافت و زمانی را که او را به معراج بردیم و هفت آسمان را نشانش دادیم، نعمتی که به هیچ یک پیامبران پیشین ندادیم، باشد که ایمان بیاورید و رستگار شوید.

حال اگر شکافته شدن ماه و معراج را واقعیت و معجزه پیامبر بدانیم باید قبول کنیم که قرآن دارای تناقض شدید است. زیرا پس از معجزات محمد به کرات می گوید که نداشتن معجزه دلیل بر پیامبر نبودن محمد نیست و کافران اگر معجزه ایی هم آورده شود ایمان نمی آوردند.

دو راه پیش روی مومنین است. یا باید بپذیرند که برای محمد معجزه سازی و روایت سازی شده است و یا اینکه قرآن دارای تناقض شدید است.

Comments (23)