Archive for سیاست

ایران بازنده ی دو سره ی حمایت از حزب الله لبنان یا چرا سفر به مکه تعطیل نمی شود ؟

ملت ایران به عنوان مردم کشوری که حکومتش بیشترین حمایت مالی و سیاسی را از جنبش حزب الله لبنان می کند. بازنده ی دو سره ی نبرد حزب الله هستند. چرا که از یک سو از خزانه ی کشور و بیت المال برای تجهیز و حمایت از حزب الله لبنان هزینه می شود. که باعث تقویت مواضع ایشان و بهرمندی آنان از رفاه بیشتر می شود. و از سویی دیگر هزینه ی تخریب مواضع حزب الله و انهدام تاسیسات ساخته شده را می پردازد. می پرسید چطور ؟ نگاهی کنید به سخنان «بندر بن سلطان» دبير شوراي امنيت ملي عربستان خطاب به اولمرت: تمام هزينه‌هاي جنگ اسرائيل براي نابودي حزب‌الله را خواهيم پرداخت. پر واضح است که یکی از مهمترین منابع پرداخت این هزینه از محل کسب در آمد عربستان از زائران مکه و مدینه می باشد. و ایران با بیشترین میزان زائر همواره بیشترین سود حاصله را از این راه برای خاندان آل سعود تامین می کند. فقط این سئوال باقی است که با شرایط کنونی آیا سفر به مکه و تامین هزینه تخریب آنچه خود بنا کرده ایم عاقلانه است ؟

Comments (6)

ربط اقتصاد، الاغ و شهادت در جمهوری اسلامی

قصد من از این مقایسه توهین به شهدا و خانواده های گرامیشان نیست که خود نیز به نوعی بخشی از این قشرم، تنها یک مقایسه است از سخنان کسانی که در مصدر امورند و از کاری که انجام می دهند و موضوعی که درباره ی آن سخن می رانند، هیچ نمی دانند. حداقل خوب بود احمدی نژاد هنگام بیان جمله روشنگرشان در زمینه ی اقتصاد که مبانی این علم را دستخوش تحول احمدی نژادی کرده است. اندکی هم به جمله ی مراد خود در سال 1358 توجه می کرد.

آیت الله خمینی:

«الاغ هم زیر بنای همه چیزش اقتصادش است.»

سخنرانی آیت الله خمینی در جمع کارکنان پخش رادیو، 17 شهریور 1358، قم، صحیفه نور، جلد 9، صفحه 450

احمدی نژاد:

برای حل مشکلات اقتصادی نیازمند فرهنگ شهادت هستیم

سخنرانی محمود احمدی نژاد در جمع خانواده های شهدا و ایثارگران استان همدان

Comments (8)

خبر ناخن افتاده ی شست پای یک فلسطینی مهم تر از خبر کشته شدن هم میهنانمان

پیشتر نیز در هنگام رویداد ها و حوادث مختلف شیوه ی دو گانه برخورد با اخبار حوادث و رودیداهای داخل و خارج از کشورمان را از سوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی شاهد بوده ایم اما سکوت دیشب رسانه ی ملی که از ملی بودن فقط نامش را یدک می کشد، به هنگام انفجار در حسینه رهپویان شیراز ثابت کرد که مالکان واقعی این سرزمین اعراب و مسلمانان سایر کشور ها هستند و خونشان رنگین تر و شاهد این مدعا اطلاع رسانی رسانه غیر ملی ما در حوادث مشابه در عراق و فلسطین و … می باشد.

Comments (12)

ما می توانیم ؟

ایران تنها کشوری در جهان است که تنها در یک روز خاص می تواند و جالب تر آنکه در این روز به کارهایی افتخار می کند که در باقی روزهای سال نمی تواند انجام بدهد.

Comments (9)

چهارخونه، شبکه های ایرانی خارج از کشور و سیمای جمهوری اسلامی

ایجاد شبکه های ایرانی در خارج از کشور و مضوعاتی را که آنان دستمایه فعالیتهای خود قرار می دهند، داستانی  بود که در یکی از قسمت های چند شب پیش سریال چهارخونه به آن پرداخته شد و در طی آن چنین عنوان شد که این شبکه ها با تکیه بر نیروهای غیر حرفه ای داخل کشور و مردم کوچه و بازار تشکیل شده و برنامه های آن یکسره در کج نمایی آن چیزیست که در داخل کشور رخ می دهد.

فخری T.V، شبکه ای که در داخل کشور و با بودجه ای اندک ایجاد شده بود و پز خارجی بودن میداد!!!؟ پس از گذشت چند روزی، …. فقط چند روزی از افتتاح خود با تکیه بر همان مردم و کوچه و بازار گرداننده شبکه که حالا نقش مجری و مفسر و خواننده را پیدا کرده بودند و با هدف جلب کمکهای مردمی که شیادی خوانده شد، برنامه ای عرضه کرد تحت عنوان «هر چی کرمته»، جالب اینکه در طی داستان سریال اشاره شد که پس از پخش برنامه «هر چی کرمته» از فخری T.V، سیل کمکهای مردمی از داخل کشور به حساب خارج از کشور فخری T.V روان شده است و شیادان قصه در آخر مال این مردم را برده اند.

 و اما چند سئوال:

1 _ فخری T.V، با برنامه های آبکی خود به روایت داستان مگر چه می گفت که سیل کمکهای مردمی به سوی آن روان شد؟ راست می گفت یا دروغ؟ حرف مردم را می زد یا نه؟

2 _ در سیمای جمهوری اسلامی با تکیه بر نیروهای به ظاهر حرفه ای چه می کنند که فخری T.V های آماتور میدان رقابت را انگار بی رقیب فتح کرده اند؟

3 _ نشان دادن برنامه های آبکی و کم هزینه فخری T.V و سپس جذب کمکهای مردمی آن هم به صورت سیل آسا آیا توهین به شعور مردم نیست و اگر سطح شعور مردم تا بدین حد پایین است و با برنامه های آبکی سرگرم می شوند چرا سازمان صدا و سیما چنین عریض و طویل است و سهم عظیمی از بودجه مملکت را می بلعد؟

4 _ چرا و چگونه فضایی در داخل ایجاد شده که بر طبق داستان سریال بیگانگان به راحتی کلاه این خلق را می برند؟

5 _ فخری T.V برنامه هایی را ارائه می کرد که سراسر مخالف با سیاست های حکومتی، اتمی و اجتماعی بود، اشاره به سیل کمکهای مردمی از داخل برای ایشان به چه معناست؟

Comments (8)

نامه ای برای احمدی نژاد یا من مقصرم، ما مقصریم، شما مقصرید

با عرض سلام خدمت جناب آقای احمدی نژاد، دوستانم خانم ها و آقایان در سایت بالاترین و خوانندگان این وبلاگ.

امروز پس از گذشت زمانی بیش از دو سال و نیم از مدت دوره ۴ ساله ریاست جمهوری شما نگاهی به گذشته دور و نزدیک و آینده پیش رو و دورتر از چشم انداز کنونی، جز تاسف و نا امیدی بستری را در خیال من نمی نمایاند.

گمان نکن که متاسفم از اینکه شما زمام امور را بدست دارید و بر عرصه می تازید بی تامل و لجام کار از هر سوی که می نگری گسیخته است.

نه تمام تاسف من از خویشتن است، از دوستانم و از کسی که با رای من در دو دوره پیش از شما رئیس جمهور بود و نمایندگانی که دوره ای را نمایندگی خلق کردند با رای من.

تاسف من از نمایندگانی که پاسبان رای من بودند اینست که گاه کنش را منتظر واکنش بودند و زمانی که همه چیز از کف رفت به فکر کنش، که این خود صفحه ای نامطلوب را دیدگان مردم این دیار نشاند.

تاسف من از کسی که رئیس جمهور منتخب با رای من بود اینست که به گاه حمایت از حامیان خویش، سر در لاک سکوت و مصلحت اندیشی فرو برد و به گاه مواجه، مسالمت برگزید و به گاه مصالحه، ضعف نشان داد تا رقیب جری تر شود.

تاسف من از دوستان همفکرم اینست که مادام که ما از پایین فشار آوردیم، چانه ای درخور در آن بالا نزدند و همه همت ما به ثمن بخس به تاراج رفت، خون شهیدمان پایمال شد و افریت وهم و ترس، سر این از مصیبت به سلامت بیرون برد.

تاسف من از یارانم اینست که به جای یاری، در خواهش ها و بغض های فرو خفته دیرین گم شدند و مرا در این برهوت سئوال و آیا و اما رها کردند.

تاسف من از مدیرانی که با واسطه من منتخب شدند اینست که به گاه تشریح و توضیح سیاست ها و دستاوردها، برای خلق منتظر شاهد پیروزی و سعادت، فقط برنامه نوشتند و به عمل بسنده کردند آنچنان که حتی خلق ندانند چه مقدار برایشان اندوخته اند و در این میان شعاری با مظمون پول بر سر سفره و هزاری در جیب این خلق را خام کند و شعارشان نقل محفل ایشان گردد.

تاسف من از خویش است که سرخورده شدم و نیرویم ته کشید برای نیل به مقصود و تکیده و زخم خورده به گوشه ای نشستم خاموش تا سپاه تو با کلام عامیانه قلوب ملت خسته و رنجور را فتح کند، تاسف من از خویش است چرا که چنان ساکت بودم که تو توانستی برای رای عجیبت شاهدی از غیب بتراشی و بر کرسی تکیه زنی.

 آری تاسف من از خویش است.

دوست عزیز و گرامی ام عرفان در سایت بالاترین ضمن درج لینکی با عنوان نامه ای به احمدی نژاد درخواست کرده بود تا در این زمینه جمعی از دوستان بنویسند و من نیز اجابت کردم.

نوشتن دیدگاه

مخالفان سیاسی، دوستداران تعطیلی و یا عزاداران واقعی

امروز هنگامیکه به جهت کاری از منزل بیرون رفتم متوجه شدم که امسال بر خلاف رویه سالهای گذشته  عزاداری مربوط به روز شهادت فاطمه زهرا (ُس)، از شیوه برگزاری در مساجد، تکایا و هیات های مذهبی به شیوه خیابانی تغییر یافته و با تشکیل و حرکت دسته جات عزادار در خیابانها برگزار می شود، در این باب دلایلی را ذکر می کنم  که به ذهن اینجانب خطور کرده است.

 

۱ – مخالفت سیاسی:

در راستای انشقاق گروه های مختلف جناح حاکم از یکدیگر، گروه های منقد دولت در جناح مذکور مخالفت دینی سیاسی را به علت بازخورد وسیع آن در سطح جامعه، در دستور کار قرار داده و به این وسلیه با تصمیم دولت در کاهش تعطیلات و ملغی کردن تعطیلی این روز مخالفت ورزیده و بستر را برای مخالفت های تند تر و شدید تر بعدی و کله پا کردن رقیب درونی فراهم می نمایند، در این باب فکر انجام این حرکت توسط عناصر حزبی چپ بی معناست دوستان ما کم حال تر از این هستند که نمایش عمومی و بیرونی داشته باشند.

۲ ـ دوستداران تعطیلی:

شاید هم عده ای به دلیل ترس از کاهش تعطیلات سعی در پر رنگ تر جلوه دادن این عزاداری نموده اند.

۳ ـ عزادارن واقعی:

کم نیستند تعداد دوستداران اهل بیت که مراسم های در مکان را نمی پسندند و عقیده دارند که برای تمامی بزرگان دین باید مراسمی با عظمت و هم شان تاسوعا و عاشورا برگزار نمود.

نوشتن دیدگاه