Archive for جامعه

بعد از مدت ها و شرکت در بازی وبلاگی یوزی عزیز – کمک، دندانپزشک تجربی یا کمک دندانپزشک تجربی

بعد از مدتها که از اینترنت و زندگی اینترنتی و جامعه مجازی به دلایل شخصی دور بودم. دیروز کمی بیشتر از چند وقت اخیر مجال گشت و گذار در دنیای مجازی را پیدا کردم و بهتر دیدم شروع دوباره ام را با بازی وبلاگیی که جناب یوزی راه انداخته شروع کنم.

قبل از هر تعریف خاطره ایی با توجه به موضوع بازی مناسب می دانم جمله ای از آنتونی رابینز را بازگو کنم. رابینز می گوید: موفقیت، ثمره قضاوت صحیح و قضاوت صحیح ناشی از تجربه و تجربه ناشی از قضاوت غلط است.

و مونا می گوید: از بازگو کردن تجربیات ناموفق نهراسیم تا نسل بعد از ما خطای ما را تکرار نکند.

خاطره من بر می گردد به زمان هفت سالگی زمانی که تازه الفبای فارسی را فرا گرفته بودم و مثل تمام کودکان هم سن خودم شوق خواندن و دانستن مرا وا می داشت تا هر جمله و کلمه ایی را بخوانم و در ذهنم خودم برای آن معادلی به صورت واژه ایی و یا مفهومی برای معنا کردنش بیابم.

می دانید که رفتن به دندانپزشکی برای تمام کودکان کاری است وحشت آور و این ترس همواره با من بود که اگر روزی بخواهم به دندانپزشکی بروم چه خواهد شد ؟ اما از وقتی که با الفبای فارسی آشنا شدم این ترس جایش را با ذهنینی شیرین عوض کرد.

ماجرا از این قرار بود که هنگام خواندن تابلوهای دندانپزشکی چشمم به تابلویی افتاد که رویش نوشته بود: کمک دندانپزشک تجربی و من در ذهنم خودم آن را اینگونه پردازش کردم که این دکتر دندانپزشک باید آدم شوخ و جالب و مهربانی باشد که روی تابلو اش وحشت بیمار را به صورت نقل قولی از وی نشان داده است. در وقع من فکر می کردم ایشان برای کمیک کردن ماجرای داخل مطب که بین بیمار و دندانپزشک می گذرد، نقل قولی از بیمار را روی تابلو اش ذکر کرده است و این جمله بیانگر صحنه ایست که پزشک می خواهد روی دندان های بیمار کار کند و وی فریاد می زند، کمک دندانپزشک! و تجربیش را هم به پای دانایی دکتر دندانپزشک می گذاشتم که این مطلب و ترس بیمار را درک می کند.

گذشت تا روزی که من به درد دندان مبتلا شدم هنگام رفتن به مطب دکتر همراه با پدر و مادرم تابلوها را می خواندم تا حتمن پیش یکی از همین دکترها برویم تجسم کنید من چه پوستی از پدر و مادرم کندم تا آنها وادار کنم مرا به مطب یکی از همین کمک دندانپزشکان تجربی ببرد.

از نویسنده وبلاگ های نگاه بی حجاب ، یکی از پشت کوه ، ستاره کوچک ، سپید رو ، نوشته های سیاسی دایی محسن و تمام دوستان دیگری که مایل به شرکت در این بازی هستند دعوت می کنم در بازی شرکت کنند.

نوشتن دیدگاه

قرآن به ما می گوید که آیا پیامبر اسلام صاحب معجزه بود یا نه ؟

چند روز پیش لینکی را به بالاترین ارسال کردم با پیشانی نوشت » پخته نشدن ماهی در آتش به برکت فرستادن صلوات توسط ماهی » لینک مربوط به روایتی است از یک ماهی که به واسطه فرستادن صلوات آتش بر بدن او حرام شده است.

بحث های صورت گرفته در زیر لینک و در بخش کامنت های آن باعث شد تا مقداری بیشتر در مورد معجزات منسوب به پیامبر اسلام تجسس کنم.

شق القمر:

شق القمر رویدادی است که مسلمین اعتقاد دارند به وقوع پیوسته و از معجزات پیامبر آنان می باشد. در روایات مختلفی که در زمینه شق القمر ذکر شده است جدای از اختلاف بر سر چگونگی درخواست معجزه و افرادی که در زمان این رویداد حضور داشته اند. راویان در زمینه زمان وقوع این رویداد بر یک زمان معلوم تاکید دارند. این مدت زمان شامل سالهای آغازین بعثت تا اواخر دوران حضور پیامبر اسلام در مکه می باشد و راویان متفقند که شق القمر در طی این سالها به وقوع پیوسته و تنها در مورد سال وقوع آن با یکدیگر اشتراک نظر ندارند.

این مدت زمان که در انتهای آن پیامبر اسلام به مدینه هجرت می کنند به نام سالهای پیش از هجرت شناخته می شود و همانطور که ذکرش رفت راویان معتقدند شق القمر در مکه و در سالهای پیش از هجرت روی داده است.

در روایات مختلف سال وقوع شق القمر را سال اول بعثت، سال پنجم پیش از هجرت و پنج سال پیش از هجرت (سال هشتم پیش از هجرت) ذکر کرده اند.

شرح ماجرای شق القمر به نقل از بحارالانوار:

اين معجزه بنا به درخواست جمعى از سران قريش و مشركان مانند ابوجهل و وليد بن مغيره و عاص بن وائل و ديگران انجام شد، بدين‏ ترتيب كه آنها در يكى از شبها كه تمامى ماه در آسمان بود (ماه کامل) به نزد رسول خدا آمده و گفتند: اگر در ادعاى نبوت خود راستگو و صادق هستى دستور ده اين ماه دو نيم شود!

رسول خدا به آنها گفت: اگر من اينكار را بكنم ايمان خواهيد آورد؟

گفتند: آرى

و آنحضرت از خداى خود درخواست اين معجزه را كرد و ناگهان همگى ديدند كه ماه دو نيم شد بطورى كه كوه‏ حرا را در ميان آن ديدند و سپس ماه به هم آمد و دو نيمه آن به هم‏ چسبيد و همانند اول گرديد.

و رسول خدا دو بار فرمود: « اشهدوا، اشهدوا » يعنى گواه باشيد و بنگريد!

مشركين كه اين منظره را ديدند بجاى آنكه به آنحضرت ‏ايمان آورند گفتند: « سحرنا محمد » محمد ما را جادو كرد، و یا آنكه گفتند: « سحر القمر، سحر القمر » ماه را جادو كرد!

برخى از آنها گفتند: اگر شما را جادو كرده مردم شهرهاى‏ ديگر را كه جادو نكرده! از آنها بپرسيد، و چون از مسافران‏ و مردم شهرهاى ديگر پرسيدند آنها نيز مشاهدات خود را در دو نيم ‏شدن ماه بيان داشتند.

آیاتی در قرآن که گفته می شود مربوط به این واقعه شق القمر می باشد:

آیاتی که از آن برای اثبات قرآنی شق القمر استفاده می شود، مربوط است به سوره قمر و آیات یک الی سه، در این آیات می خوانیم:

اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انشَقَّ الْقَمَرُ (1) وَ إِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ (2) وَ كَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْوَاء هُمْ وَ كُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ (3)

قيامت بسيار نزديك شد، و ماه از هم شكافت (1) و اگر معجزه اى را ببينند، روى بگردانند و گويند: جادويى هميشگى است ! (2) و انكار كردند و هواهاى نفسانى خود را پيروى نمودند، در حالى كه هر كارى قرار مي گيرد (3)

بر طبق روایات سوره قمر از سوره های مکی قرآن می باشد و در سال چهارم بعثت که به نام سال واقعیه شناخته می شود نازل شده است.

البته سه تن از راویان و مفسران قرآن حسن و عطا و بلخی گفته ‏اند كه: « انشق‏ » در اينجا به معناى‏ « سينشق‏ » است ‏يعنى بزودى در قيامت ماه دو نيم خواهد شد و اينكه بلفظ ماضى آمده برای تاکید بر این نکته است كه محققن واقع‏ خواهد شد.

معراج:

مسلمانان طبق آیات قرآن به سیر شبانه محمد بن عبدالله پیامبر خود از مسجد الحرام به مسجد الاقصی و عروج جسمانی او از مسجد الاقصی به آسمان اعتقاد دارند و این واقعه را معراج می‌نامند. همچنین در ادیان دیگر نیز وقایع مشابه (عروج به آسمان) گزارش شده است، مانند نبی اشعیا: در یهودیت، رسول پولس در مسیحیت و موبد کرتیر در اعتقادات زرتشتیان.

خلاصه ایی از آنچه که پیامبر اسلام از واقعه معراج تعریف کرده است:

گفته می شود که پيامبر اسلام معراج را از خانه ام هانی (خواهر علی بن ابیطالب) آغاز كرد و با مركبی به نام بُراق به سوى « بيت المقدس » كه آن را مسجد الاقصى نيز مى نامند روانه شد و پس از مدت بسيار كوتاهى در آن نقطه پايين آمد. از نقاط مختلف مسجد و « بيت اللحم » كه زادگاه حضرت مسيح است همچنین از منازل انبياء و آثار و جايگاه آنها ديدن به عمل آورد و در برخى از منازل دو ركعت نماز گذارد.

پس از آن مرحله دوم معراج آغاز می شود و محمد از همان نقطه به سوى آسمانها پرواز می کند، ستارگان و نظام جهان بالا را مشاهده كرده و با ارواح پيامبران و فرشتگان آسمانى سخن می گوید همچنین از مراكز رحمت و عذاب « بهشت و دوزخ » بازديد به عمل می آورد.

پس از آن از همان راهى كه پرواز نموده بود بازمی گردد و در مراجعت نيز در بيت المقدس فرود می آید و راه مكه و وطن خود را پيش می گیرد.

آیاتی در قرآن که گفته می شود مربوط به واقعه معراج می باشد:

آیه ایی که از آن برای اثبات قرآنی معراج استفاده می شود، مربوط است به سوره اسراء آیه یک، در این آیه می خوانیم:

سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ (1)

پاك و منزه است خدائي كه بندهاش را در يك شب از مسجد الحرام به مسجد اقصي كه گرداگردش را پر بركت ساختيم برد، تا آيات خود را به او نشان دهيم او شنوا و بيناست (1)

بر طبق روایات سوره اسراء از سوره های مکی قرآن می باشد که در سال یازدهم بعثت که به نام سال سامریه شناخته می شود نازل شده است.

تناقض مشهود در قرآن یا روایت سازی ؟

می خواهم از این به بعد با کمک قرآن نگاهی کنیم به این دو مطلب و ببینیم که آیا روایت سازان با استناد به چند آیه  قرآن شیطنت کرده و معجزه سازی کرده اند و یا اینکه قرآن دارای تناقض است ؟

برای فهم بهتر مطلب با هم نگاهی می کنیم به ترتیب نزول سوره های قرآن و سال نزول سوره های مختلف قرآن:

عدد روبروی هر سوره جایگاه آن سوره در فهرست کنونی قرآن را نشان می هد.

سوره های مکی


– 1
العلق 96
– 2
القلم 68
– 3
المزمل 73
– 4
المدثر 74
– 5
الفاتحه 1
– 6
المسد 111
– 7
التکوير 81
– 8
الاعلي 87
– 9
الليل 92
– 10
الفجر 89
– 11
الضحي 93
– 12
الشرح 94
– 13
العصر 103
– 14
العاديات 100
– 15
الکوثر 108
– 16
التکاثر 102
– 17
الماعون 107
– 18
الکافرون 109
– 19
الفيل 105
– 20
الفلق 113
– 21
الناس 114
– 22
التوحيد 112
– 23
النجم 53
– 24
عبس 80
– 25
القدر 97
– 26
الشمس 91
– 27
البروج 85
– 28
التين 95
– 29
قريش 106
– 30
القارعه 101
– 31
القيامه 75
– 32
الهمزه 104
– 33
المرسلات 77
– 34
ق 50
– 35
البلد 90
– 36
الطارق 86
– 37
القمر 54
– 38
ص 38
– 39
الاعراف 7
– 40
الجن 72
– 41
يس 36
– 42
الفرقان 25
– 43
فاطر 35
– 44
مريم 19
– 45
طه 20
– 46
الواقعه 56
– 47
الشعراء 26
– 48
النمل 27
– 49
القصص 28
– 50
الاسراء 17
– 51
يونس 10
– 52
هود. 11
– 53
يوسف 12
– 54
الحجر 15
– 55
الانعام 6
– 56
الصافات 37
– 57
لقمان 31
– 58
سبا 34
– 59
الزمر 39
– 60
غافر 40
– 61
فصلت 41
– 62
الشوري 42
– 63
الزخرف 43
– 64
الدخان 44
– 65
الجاثيه 45
– 66
الاحقاف 46
– 67
الذاريات 51
– 68
الغاشيه 88
– 69
الکهف 18
– 70
النحل 16
– 71
نوح 71
– 72
ابراهيم 14
– 73
الانبياء 21
– 74
المؤمنون 23
– 75
السجده 32
– 76
الطور 52
– 77
الملک 67
– 78
الحاقه 69
– 79
المعارج 70
– 80
النبا 78
– 81
النازعات 79
– 82
الانفطار 82
– 83
الانشقاق 84
– 84
الروم 30
– 85
العنکبوت 29
– 86
المطففين 83

سوره های مدنی


– 87
البقره 2
– 88
الانفال 8
– 89
آل عمران 3
– 90
الاحزاب 33
– 91
الممتحنه 60
– 92
النساء 4
– 93
الزلزال 99
– 94
الحديد 57
– 95
محمد 47
– 96
الرعد 13
– 97
الرحمان 55
– 98
الانسان 76
– 99
الطلاق 65
– 100
البينه 98
– 101
الحشر 59
– 102
النصر 110
– 103
النور 24
– 104
الحج 22
– 105
المنافقون 63
– 106
المجادله 58
– 107
الحجرات 49
– 108
التحريم 66
– 109
الجمعه 62
– 110
التغابن 64
– 111
الصف61
– 112
الفتح. 48
– 113
المائده 5
– 114
برائت 9

تناقض یا شیطنت ؟

همانطور که در بالا دیدیم سوره های قمر و اسراء که گفته می شود در آن اشاره به شکافته شدن ماه توسط پیامبر اسلام و به معراج رفتن ایشان می کند از سوره های مکی قرآن می باشند.

پس از نزول سوره قمر و اسراء بار ها از پیامبر اسلام درخواست می شود تا معجزه ایی ارائه کند که سند ادعای خود در پیامبری باشد و قرآن هر بار در پاسخ کسانیکه درخواست معجزه کرده اند، به پیامبر ابلاغ می کند که بگو تو فقط بشارت دهنده و بیم دهنده هستی و قدرت و علم معجزه تنها در نزد خداست و … نگاهی می کنیم به این آیات:

سوره اسراء آیه 59:

وَ مَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا (59)


و هيچ چيز، ما را از فرستادن معجزات باز نداشت جز اينكه پيشينيان، آن معجزات را تكذيب كردند و به قوم ثمود ناقه داديم كه معجزه اى روشن بود، ولى به آن ستم كردند و ما معجزات را جز براى هشدار دادن به مردم نمي فرستيم. (59)

در آیه پنجاه و نه سوره اسراء بیان می شود که دلیل آنکه معجزه ایی صورت نمی گیرد اینست که درخواست کنندگان معجزه در زمان پیامبران گذشته، معجزات ارائه شده پس از درخواستشان را تکذیب کرده و معجزه سبب ایمان آوردن آنها نشده است.

بر طبق روایات موجود این سوره از سوره های مکی قرآن می باشد که در سال یازدهم بعثت که به نام سال سامریه شناخته می شود، نازل گردیده است.

جالب است که این آیه پس از آیه یکم همین سوره نازل شده است که حجتی بر معراج پیامبر خوانده می شود.

سوره رعد آیه 7:

وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلآ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ (7)

و كافران مي گويند: چرا از سوى پروردگارش معجزه اى بر او نازل نشده ؟ تو فقط بيم دهنده اى و براى هر قومي هدايت كننده اى است . (7)

سوره رعد آیه27:

وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ (27)

كافران مي گويند: چرا معجزه اى از سوى پروردگارش بر او نازل نشده ؟ بگو: مسلماً خدا هر كس را بخواهد گمراه مي كند و هر كس را كه به سوى او بازگردد، هدايت مي نمايد . (27)

در آیه هفتم و بیست و هفتم سوره رعد آن اشاره به گفتگوی پیامبر با درخواست کنندگان معجزه می شود، در این آیات بیان می شود که رسالت پیامبر تنها بشارت دهنده و بیم دهنده بودن است و هدایت بشر نیاز به معجزه ندارد و خدا هر که را بخواهد هدایت می کند.

بر طبق روایات موجود این سوره از سوره های مکی قرآن می باشد که در سال دوازدهم بعثت که به نام سال نحلیه شناخته می شود، نازل گردیده است.

سوره یونس آیه 20:

وَ يَقُولُونَ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلّهِ فَانْتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ (20)

و مي گويند: چرا از سوى پروردگارش معجزه اى بر او نازل نشده ؟ بگو: غيب ويژه خداست، پس به انتظار باشيد كه من هم با شما از منتظرانم. (20)

در آیه بیستم سوره یونس اشاره می شود به گفتگوی پیامبر با درخواست کنندگان معجزه و پیامبر  ارائه معجزه را منوط به اراده خداوند می کند و می گوید: من نیز چون شما از منتظرانم تا وقت معجزه برسد.

بر طبق روایات موجود سوره یونس از سوره های مکی قرآن می باشد که در سال سیزدهم بعثت که به نام سال هودیه شناخته می شود، نازل گردیده است.

سوره انعام آیات 34 الی 37:

وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ وَلَقدْ جَاءكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَ (34) وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاء فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ (35) إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَالْمَوْتَى يَبْعَثُهُمُ اللّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ (36) وَقَالُواْ لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ قَادِرٌ عَلَى أَن يُنَزِّلٍ آيَةً وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ (37)

مسلماً پيش از تو رسولانى تكذيب شدند و بر تكذيب و آزارى كه ديدند، شكيبايى ورزيدند تا يارى ما به آنان رسيد و سنّت هاى خدا را تغيير دهنده اى نيست. و قطعاً بخشى از سرگذشت پيامبران به تو رسيده است. (34) و اگر روى گرداندن آنان بر تو سنگين و دشوار است، اگر بتوانى نقبى در زمين، يا نردبانى براى راه يافتن در آسمان بجويى تا معجزه اى براى آنان بياوری و اگر خدا مي خواست همه آنان را به راه هدايت گرد مي آورد پس هرگز از بى خبران مباش. (35) فقط كسانى پاسخ مي دهند كه مي شنوند، و خدا مردگان را برمي انگيزد ، آنگه به سوى او بازگردانده مي شوند. (36) و گفتند: چرا معجزه اى از سوى پروردگارش بر او نازل نمي شود ؟ بگو: يقيناً خدا قدرت دارد كه معجزه اى نازل كند، ولى بيشترشان نمي دانند. (37)

سوره انعام آیه 109:

وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ يُؤْمِنُونَ (109)

با سخت ترين سوگندهايشان به خدا سوگند خوردند كه اگر معجزه دلخواهشان براى آنان آيد ، قطعاً به آن ايمان مي آورند ، بگو: معجزات فقط در اختيار خداست، و شما چه مي دانيد حقيقت اين است كه اگر آن معجزه هم بيايد، ايمان نمي آورند. (109)

در آیات بالا که از سوره انعام برگزیده شده اند، دلیل عدم ارائه معجزه از سوی پیامبر ایمان نیاوردن درخواست کنندگان معجزه  به خدا و پیامبر حتی پس از انجام معجزه توسط پیامبر بیان می شود.

بر طبق روایات موجود سوره انعام، از سوره های مکی قرآن می باشد که در سال سیزدهم بعثت که به نام سال هودیه شناخته می شود، و پس از نزول سوره یونس، نازل گردیده است.

سوره بقره آیات 118 و 119:

وَقَالَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ لَوْلاَ يُكَلِّمُنَا اللّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (118) إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلاَ تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ (119)

و كسانى كه نادان و نا آگاهند، گفتند :چرا خدا با ما سخن نمي گويد يا نشانه و معجزه اى براى ما نمي آيد ؟ گذشتگان آنان نيز مانند گفته ايشان را گفتند; دل هايشان شبيه هم است. تحقيقاً ما نشانه ها را براى اهل باور بيان كرده ايم (118) قطعا ما تو را به درستى و راستى، بشارت دهنده و بيم رسان فرستاديم، و تو مسؤولِ دوزخيان نيستى (119)
در این آیات از سوره بقره اشاره به گفتگوی پیامبر با درخواست کنندگان معجزه می شود و با هم بیان می کند که محمد فقط بیم دهنده و بشارت دهنده است.

بر طبق روایات موجود سوره بقره از سوره های مدنی قرآن می باشد که در سال نهم هجرت که به نام سال تبوکیه شناخته می شود، نازل گردیده است.

همانطور که می بینیم. پس از نزول آیه یک از سوره قمر و الاسراء که حجتی بر وجود معجزات شکافته شدن قمر و معراج پیامبر شمرده می شوند. بارها و بارها گفته می شود که پیامبر معجزه ایی نداشته است و تنها بشارت دهنده و بیم دهنده بوده است.

نتیجه گیری:

با توجه به آیات بالا که زمان نزول آنها جملگی پس از معجزاتی که برای محمد ذکر می شود و تائیدی بر نداشتن معجزه از سوی محمد است، باید در نظر گرفت که معجزات ذکر شده تنها کار روایت سازان می باشد، چون اگر این معجزات به واقع رخ داده بود و شکافته شدن ماه و معراج معجزه پیامبر اسلام می بود باید در آیات پس از این معجزات و در پاسخ درخواست کنندگان معجزه آیه ایی نظیر این می آمد:

و به یاد آورید هنگامیکه محمد ماه را به اراده ما از هم شکافت و زمانی را که او را به معراج بردیم و هفت آسمان را نشانش دادیم، نعمتی که به هیچ یک پیامبران پیشین ندادیم، باشد که ایمان بیاورید و رستگار شوید.

حال اگر شکافته شدن ماه و معراج را واقعیت و معجزه پیامبر بدانیم باید قبول کنیم که قرآن دارای تناقض شدید است. زیرا پس از معجزات محمد به کرات می گوید که نداشتن معجزه دلیل بر پیامبر نبودن محمد نیست و کافران اگر معجزه ایی هم آورده شود ایمان نمی آوردند.

دو راه پیش روی مومنین است. یا باید بپذیرند که برای محمد معجزه سازی و روایت سازی شده است و یا اینکه قرآن دارای تناقض شدید است.

Comments (23)

بازخواست از ائمه هدی و معصومین / فکر آبروی خود نیستید فکر آبروی ورزشی کشور ما باشید

1. کفاشیان پس از یک هفته ناکامی: هشت میلیارد تومان برای این نتایج هزینه کرده ایم! / بد باخته ایم

دبیر کل کمیته ملی المپیک با ابراز نارضایتی از عملکرد ورزشکاران ایران در هفته اول بیست و نهمین دوره بازیهای المپیک گفت: برای آماده سازی کاروان ورزشی کشورمان هشت میلیارد تومان هزینه کرده ایم.

* نتیجه گیری از سخنان دبیر کمیته ملی المپیک:

ما مسئولیت مدیریتی خود را که برنامه ریزی و انجام هزینه برای برگزاری اردوهای مناسب و موثر در جهت شرکت همراه با موفقیت ورزشکاران در المپیک پکن بوده است را به خوبی انجام داده ایم و مشکل از مدیریت ما نیست.

2. امام حسين رمز پيروزي ورزشكاران

نام امام حسين (ع) و حضرت ابوالفضل العباس (ع) بر زبان ورزشكاران ايران در ميادين مختلف ورزشی، رمز موفقييت آنان بوده و عاشورای حسينی روز نثار عشق به ائمه با حضور در مجالس مختلف عزاداری است.

محمدرضا يزداني خرم رئيس فدراسيون كشتی گفت:

برای ملی پوشان حاضر در اردو، مراسم‌های ويژه‌ای در اين ايام (عزاداری ها) در نظر گرفته شده كه با حضور مربيان و سرپرستان آنها درداخل اردوها برپا مي شود.

يزدانی خرم توسل به ائمه را يك كار فرهنگی و روحيه ساز خواند و گفت: ذكر نام ائمه در مسابقات مهم همواره تقويت‌كننده روحيه قهرمانان و مدال آوران ما در عرصه‌های مختلف جهانی و المپيك بوده است.

* نتیجه گیری از مطلب بالا:

نام و یاد ائمه و معصومین در میادین بزرگ، جهانی و المپیک رمز موفقیت ورزشکاران ایرانی بوده است و ورزشکاران ایران عزیزمان با استعانت وهمراهی ایشان قلل افتخار را فتح می کنند.

* * نتیجه گیری کلی:

وقتی که کمیته ملی المپیک و سازمان تربیت بدنی تمام تلاش خود اعم از برنامه ریزی و هزینه برای ورزشکاران و اردوهای پیش از المیپک را به نحو احسن انجام داده اند و ورزشکاران هم به صورت عینی با درج نام ائمه بر روی پیراهن، دست و … ارادت خود را به ایشان نشان داده اند و می بینم که در میادین بزرگ همواره نام آنان را در زیر لب دارند. می توان در نظر گرفت که تنها دلیل عدم کسب موفقیت همراهی نکردن ائمه در کسب پیروزهای ورزشی می باشد. این دیگر کمال بی انصافی است که در حالیکه از بودجه کشور همواره برای ترمیم، بازسازی، دوباره سازی و چند باره سازی مرقد های شما  ائمه هدی هزینه می شود و سالیانه بسیاری از مردم کشور رنج سفر به جان می خرند که زایر قبور شما شوند و هشتمین امام از سلسله ائمه هدی میهمان خاک کشور ماست و ما در راه میزبانی همه گونه کار کرده ایم و جدای از این ها، این مطلب که حکومت و دولت یکسره خود را وام دار آخرین امام از ثلاله ائمه هدی می داند که  گفته می شود در قید حیات هستند و با این فرض بیشتر می توانند بر نتایج کاروان ورزشی ما در المپیک پکن موثر باشند ایشان در این برهه حساس ما را تنها گذارند و مایه سر شکستگی و شرمساری ما را فراهم آورند.

 

Comments (12)

انسان شناسی

گم شده ایم در بازی خدا و شیطان. اکنون موسم خروج از این بازیست اگر بخواهی انسان را پیدا کنی.

Comments (5)

نگاه من به رویداد زنجان یا اگر من بودم چه می کردم

شاتوت یا همان مسعود مشهدی از من دعوت کرده تا در یک بازی وبلاگی با موضوع واقعه زنجان شرکت کنم. به این صورت که خودم را به جای چهار شخصیت محوری این واقعه بگذارم و بگویم اگر به جای آنها بودم، چه می کردم.

1 – وزیر علوم:

برای اینکه تصمیم درستی بگیرم باید ببینم در گذشته چه کرده ام. استادان و دانشجویانی را با موارد کمتر اخلاقی نسبت به این واقعه اخراج کرده ام. وزارتخانه تحت نظر من با شعار رعایت شعائر اسلامی به من واگذار شده. با توجه به این موارد به دلیل رعایت عدل در زمینه این واقعه و موارد گذشته و همچنین اثبات عدم رعایت شعائر اسلامی در وزارتخانه تحت نظرم که شعارم بوده، استعفا می کردم.

2 – معاون دانشجویی دانشگاه زنجان:

گرایش تحصیلی من علوم اسلامی است و پایان نامه ام معراج پیامبر اسلام، استاد دروس اسلامی بوده ام، و همواره دیگران را پند و اندرز می داده ام به رعایت اصول اخلاقی از دیدگاه دین، حالا با توجه به اینکه به هنگام اسارتم در دام نفس و تسلیم شدن در ورطه گناه، رسوا شده ام، چه می توانم بکنم جز اینکه بگویم همه آن حرف ها چرند است و ظاهر  کار و من در باطن چنین نیستم. و یا اینکه باید کنجی را برگزینم و زندگی بر خود حرام کنم. چنان که بر دیگران کرده ام.

3 – دختر دانشجو:

سخت است به جای او بودن، فکر کن دختری هستی که خانواده و فامیلی داری که به شدت با جریانات رابطه دختر و پسر مخالف است و بشنوند تو اخراج شده ایی به همین دلیل، که شاید اصل ارتباط تو در حد قدم زدنی کوتاه با یک پسر باشد. و تو را دیده اند و گزارش شده و مدرک موجود است و شاهد فراوان. از تو تقاضا می شود که آنچه را که شاید با دیگران نیز نکرده ایی انجام دهی تا زنگ رسواییت نواخته نشود. چه خاکی می توانی به سر کنی ؟ یا باید تن به دام دهی. ( که متاسفانه بسیاری می دهند ). و یا اینکه خودت را خلاص کنی. ( متاسفانه این مورد نیز زیاد است ).

به نظرم دختر واقعه زنجان بسیار خوشبخت و خوش عاقبت است که چند نفری پیدا شده اند از او حمایت کنند. چیزی که بسیار کم اتفاق می افتد.

نمی خواهم فکر کنم مورد این دختر اخلاقی نبوده و این دختر به خاطر کمبود نمره به این دام کشانیده شده است. رذالت در این صحنه بسیار بیشتر موج می زند تا صحنه اول. چون این استاد می توانست به جای آن تقاضا از او طلب پول کند و با پول حاصل و توسط کسی که با پول راضی می شود، آتش شهوت خود را فرو نشاند.

من چه می کردم ؟ در صورت نداشتن کسی که بتوانم به او تکیه دهم تا گره از مشکلم باز کند. خودم را خلاص می کردم.

4 – دانشجو یا دانشجویان کل کشور:

فرصتی پیش آمده که می توان با مدرک بر تمام آنچه تا بحال گذشته شورید و فریاد بر کشید. هرگز تا زمانی که وزیر علوم، رئیس دانشگاه زنجان و معاونش استعفا نمی دادند و کار به جایی نمی رسید که باور کنم مجرم واقعه به دست عدالت حتی نیم بند سپرده می شود، از اعتراض پا پس نمی کشیدم.

به رسم بازی های وبلاگی من هم از اشکان، آنی دالتون و سعید (هیلی بیلی) دعوت می کنم که در این بازی شرکت کنند.

گلایه خارج از بحث: من پست شاتوت را کامل ندیدم و فقط اندکی از آن را که در بخش توضیحات لینک در بالاترین آمده بود خواندم و با مراجعه به سایر لینک های مرتبط متوجه شدم جریان چیست. ! خودشان نوشته اند به خاطر سوء تفاهم حذفش کرده اند. همین جا بگویم این رویه درست نیست.

Comments (6)

یک سئوال حیاتی در پرسشنامه ی گزینش یک اداره

یکی از دوستان دوره ی دانشگاه که به تنهایی از مادر پیرش مراقبت می کند. چند وقتی بود که برای شغل ثابت به هر دری می زد و با شرایطی که داره ثابت بودن محل کار براش نقش حیاتیی را بازی می کنه. دختر معصوم دیروز عصبی و نگران آمده بود پیشم و به زمین و زمان بد و بیراه می گفت. تا دیروز اینجوری ندیده بودمش. می گفت تو مرحله ی گزینش برای استخدام با سئوالاتی رو در رو شده که به عقل جن هم نمی رسه. وقتی یکی از سئوالات را برام گفت نمی دونستم بخندم و یا اینکه به حالش گریه کنم.

دوست گلم را دلداری دارم و گفتم که حتمن به خاطر نگهداری از مادرش راهی براش گشوده می شه. اما الان می خوام این سئوال را بنویسم تا اگر سایر دوستان در مرحله ایی از مراحل استخدام به نام گزینش با آن رو در رو شدن زیاد شگفت زده نشوند.

سئوال:

سه ظرف حاوی آب داریم که هر سه دارای شرایطی هستند که به آن آب کُر می گویند.

در ظرف اول سگی می شاشد.

از ظرف دوم سگی آب می خورد.

و در ظرف سوم سگی دمش را خیس می کند.

با آب کدام یک از این سه ظرف می توان وضو گرفت و نماز خواند ؟

پاسخ درست

Comments (41)

زنده به گور کردن دختران، بیوه های وا مانده از جنگ، گسترش اسلام و زنان پیامبر

آنچنان که گفته می شود پیش از نزول اسلام در سرزمین حجاز اعراب از سطح فرهنگی پایینی برخوردار بوده اند تا جایی که به آن دوره، دوره ی جاهلیت گفته می شود و برای این دوره همه نوع فساد اجتماعی از خرد تا کلان را بیان کرده اند. زنده به گور کردن دختران، برده داری، اختلاف شدید طبقاتی و … از آن جمله است.

اما به گواه مورخان و آنچه شنیده ایم این معایب اجتماعی پس از ظهور اسلام در این سرزمین از میان جامعه ی عرب جاهل رخت بر می بندد. این دگرگونی ها نسبت به تحولات ایجاد شده و ماهیت بستر جامعه ی پیش از اسلام در میان جامعه ی عرب زمان بسیار کوتاهی را طی کرده است و جای خود را به رفتار نیکو تر نسبت به قبل بخشیده است.

همچنین می دانیم که پیامبر اسلام زنان بسیاری را اختیار کرده اند. در این زمینه گفته می شود که یکی از مهمترین دلایلی که پیامبر اقدام به ازدواج های متعدد کرده اند. گسترش اسلام در میان قبایل و بسط آن در میان اعراب بوده است. همچنین گفته می شود که تعدادی از این همسران بیوه های باقی مانده از کشته شدگان جنگ های مختلف در صدر اسلام بوده اند.

در این زمینه دو سئوال مطرح است.

1 – چگونه دینی که پس از نزولش نسبت به بازه زمانی خود از زمان پیدایش تحولاتی بس شگرف را به سرعت ایجاد می کند تا جایی که عرب جاهل آن روزگار از زنده به گور کردن دختران و برده داری دست می کشد و گفته می شود بردگان پس از اسلام مرتبطی هم شان سایر انسان ها یافته بودند ( به لحاظ کرامت انسانی )، برای پیشبرد خود نیاز به ازدواج پیامبرش برای گسترش داشته است؟

2 – عربی که پیشرفت فرهنگی وی چنان بوده که در بالا ذکر شد چرا با زنان بیوه مانده از جنگ های صدر اسلام ازدواج نمی کرده که آن زنان نیز با توجه به اینکه پس از پیامبر نمی توانسته اند ازدواج کنند، زندگی بهتری را در پیش روی داشته باشند؟

Comments (12)

ربط اقتصاد، الاغ و شهادت در جمهوری اسلامی

قصد من از این مقایسه توهین به شهدا و خانواده های گرامیشان نیست که خود نیز به نوعی بخشی از این قشرم، تنها یک مقایسه است از سخنان کسانی که در مصدر امورند و از کاری که انجام می دهند و موضوعی که درباره ی آن سخن می رانند، هیچ نمی دانند. حداقل خوب بود احمدی نژاد هنگام بیان جمله روشنگرشان در زمینه ی اقتصاد که مبانی این علم را دستخوش تحول احمدی نژادی کرده است. اندکی هم به جمله ی مراد خود در سال 1358 توجه می کرد.

آیت الله خمینی:

«الاغ هم زیر بنای همه چیزش اقتصادش است.»

سخنرانی آیت الله خمینی در جمع کارکنان پخش رادیو، 17 شهریور 1358، قم، صحیفه نور، جلد 9، صفحه 450

احمدی نژاد:

برای حل مشکلات اقتصادی نیازمند فرهنگ شهادت هستیم

سخنرانی محمود احمدی نژاد در جمع خانواده های شهدا و ایثارگران استان همدان

Comments (8)

خبر ناخن افتاده ی شست پای یک فلسطینی مهم تر از خبر کشته شدن هم میهنانمان

پیشتر نیز در هنگام رویداد ها و حوادث مختلف شیوه ی دو گانه برخورد با اخبار حوادث و رودیداهای داخل و خارج از کشورمان را از سوی صدا و سیمای جمهوری اسلامی شاهد بوده ایم اما سکوت دیشب رسانه ی ملی که از ملی بودن فقط نامش را یدک می کشد، به هنگام انفجار در حسینه رهپویان شیراز ثابت کرد که مالکان واقعی این سرزمین اعراب و مسلمانان سایر کشور ها هستند و خونشان رنگین تر و شاهد این مدعا اطلاع رسانی رسانه غیر ملی ما در حوادث مشابه در عراق و فلسطین و … می باشد.

Comments (12)

چهارخونه، شبکه های ایرانی خارج از کشور و سیمای جمهوری اسلامی

ایجاد شبکه های ایرانی در خارج از کشور و مضوعاتی را که آنان دستمایه فعالیتهای خود قرار می دهند، داستانی  بود که در یکی از قسمت های چند شب پیش سریال چهارخونه به آن پرداخته شد و در طی آن چنین عنوان شد که این شبکه ها با تکیه بر نیروهای غیر حرفه ای داخل کشور و مردم کوچه و بازار تشکیل شده و برنامه های آن یکسره در کج نمایی آن چیزیست که در داخل کشور رخ می دهد.

فخری T.V، شبکه ای که در داخل کشور و با بودجه ای اندک ایجاد شده بود و پز خارجی بودن میداد!!!؟ پس از گذشت چند روزی، …. فقط چند روزی از افتتاح خود با تکیه بر همان مردم و کوچه و بازار گرداننده شبکه که حالا نقش مجری و مفسر و خواننده را پیدا کرده بودند و با هدف جلب کمکهای مردمی که شیادی خوانده شد، برنامه ای عرضه کرد تحت عنوان «هر چی کرمته»، جالب اینکه در طی داستان سریال اشاره شد که پس از پخش برنامه «هر چی کرمته» از فخری T.V، سیل کمکهای مردمی از داخل کشور به حساب خارج از کشور فخری T.V روان شده است و شیادان قصه در آخر مال این مردم را برده اند.

 و اما چند سئوال:

1 _ فخری T.V، با برنامه های آبکی خود به روایت داستان مگر چه می گفت که سیل کمکهای مردمی به سوی آن روان شد؟ راست می گفت یا دروغ؟ حرف مردم را می زد یا نه؟

2 _ در سیمای جمهوری اسلامی با تکیه بر نیروهای به ظاهر حرفه ای چه می کنند که فخری T.V های آماتور میدان رقابت را انگار بی رقیب فتح کرده اند؟

3 _ نشان دادن برنامه های آبکی و کم هزینه فخری T.V و سپس جذب کمکهای مردمی آن هم به صورت سیل آسا آیا توهین به شعور مردم نیست و اگر سطح شعور مردم تا بدین حد پایین است و با برنامه های آبکی سرگرم می شوند چرا سازمان صدا و سیما چنین عریض و طویل است و سهم عظیمی از بودجه مملکت را می بلعد؟

4 _ چرا و چگونه فضایی در داخل ایجاد شده که بر طبق داستان سریال بیگانگان به راحتی کلاه این خلق را می برند؟

5 _ فخری T.V برنامه هایی را ارائه می کرد که سراسر مخالف با سیاست های حکومتی، اتمی و اجتماعی بود، اشاره به سیل کمکهای مردمی از داخل برای ایشان به چه معناست؟

Comments (8)

Older Posts »