قرآن به ما می گوید که آیا پیامبر اسلام صاحب معجزه بود یا نه ؟

چند روز پیش لینکی را به بالاترین ارسال کردم با پیشانی نوشت » پخته نشدن ماهی در آتش به برکت فرستادن صلوات توسط ماهی » لینک مربوط به روایتی است از یک ماهی که به واسطه فرستادن صلوات آتش بر بدن او حرام شده است.

بحث های صورت گرفته در زیر لینک و در بخش کامنت های آن باعث شد تا مقداری بیشتر در مورد معجزات منسوب به پیامبر اسلام تجسس کنم.

شق القمر:

شق القمر رویدادی است که مسلمین اعتقاد دارند به وقوع پیوسته و از معجزات پیامبر آنان می باشد. در روایات مختلفی که در زمینه شق القمر ذکر شده است جدای از اختلاف بر سر چگونگی درخواست معجزه و افرادی که در زمان این رویداد حضور داشته اند. راویان در زمینه زمان وقوع این رویداد بر یک زمان معلوم تاکید دارند. این مدت زمان شامل سالهای آغازین بعثت تا اواخر دوران حضور پیامبر اسلام در مکه می باشد و راویان متفقند که شق القمر در طی این سالها به وقوع پیوسته و تنها در مورد سال وقوع آن با یکدیگر اشتراک نظر ندارند.

این مدت زمان که در انتهای آن پیامبر اسلام به مدینه هجرت می کنند به نام سالهای پیش از هجرت شناخته می شود و همانطور که ذکرش رفت راویان معتقدند شق القمر در مکه و در سالهای پیش از هجرت روی داده است.

در روایات مختلف سال وقوع شق القمر را سال اول بعثت، سال پنجم پیش از هجرت و پنج سال پیش از هجرت (سال هشتم پیش از هجرت) ذکر کرده اند.

شرح ماجرای شق القمر به نقل از بحارالانوار:

اين معجزه بنا به درخواست جمعى از سران قريش و مشركان مانند ابوجهل و وليد بن مغيره و عاص بن وائل و ديگران انجام شد، بدين‏ ترتيب كه آنها در يكى از شبها كه تمامى ماه در آسمان بود (ماه کامل) به نزد رسول خدا آمده و گفتند: اگر در ادعاى نبوت خود راستگو و صادق هستى دستور ده اين ماه دو نيم شود!

رسول خدا به آنها گفت: اگر من اينكار را بكنم ايمان خواهيد آورد؟

گفتند: آرى

و آنحضرت از خداى خود درخواست اين معجزه را كرد و ناگهان همگى ديدند كه ماه دو نيم شد بطورى كه كوه‏ حرا را در ميان آن ديدند و سپس ماه به هم آمد و دو نيمه آن به هم‏ چسبيد و همانند اول گرديد.

و رسول خدا دو بار فرمود: « اشهدوا، اشهدوا » يعنى گواه باشيد و بنگريد!

مشركين كه اين منظره را ديدند بجاى آنكه به آنحضرت ‏ايمان آورند گفتند: « سحرنا محمد » محمد ما را جادو كرد، و یا آنكه گفتند: « سحر القمر، سحر القمر » ماه را جادو كرد!

برخى از آنها گفتند: اگر شما را جادو كرده مردم شهرهاى‏ ديگر را كه جادو نكرده! از آنها بپرسيد، و چون از مسافران‏ و مردم شهرهاى ديگر پرسيدند آنها نيز مشاهدات خود را در دو نيم ‏شدن ماه بيان داشتند.

آیاتی در قرآن که گفته می شود مربوط به این واقعه شق القمر می باشد:

آیاتی که از آن برای اثبات قرآنی شق القمر استفاده می شود، مربوط است به سوره قمر و آیات یک الی سه، در این آیات می خوانیم:

اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انشَقَّ الْقَمَرُ (1) وَ إِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ (2) وَ كَذَّبُوا وَ اتَّبَعُوا أَهْوَاء هُمْ وَ كُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ (3)

قيامت بسيار نزديك شد، و ماه از هم شكافت (1) و اگر معجزه اى را ببينند، روى بگردانند و گويند: جادويى هميشگى است ! (2) و انكار كردند و هواهاى نفسانى خود را پيروى نمودند، در حالى كه هر كارى قرار مي گيرد (3)

بر طبق روایات سوره قمر از سوره های مکی قرآن می باشد و در سال چهارم بعثت که به نام سال واقعیه شناخته می شود نازل شده است.

البته سه تن از راویان و مفسران قرآن حسن و عطا و بلخی گفته ‏اند كه: « انشق‏ » در اينجا به معناى‏ « سينشق‏ » است ‏يعنى بزودى در قيامت ماه دو نيم خواهد شد و اينكه بلفظ ماضى آمده برای تاکید بر این نکته است كه محققن واقع‏ خواهد شد.

معراج:

مسلمانان طبق آیات قرآن به سیر شبانه محمد بن عبدالله پیامبر خود از مسجد الحرام به مسجد الاقصی و عروج جسمانی او از مسجد الاقصی به آسمان اعتقاد دارند و این واقعه را معراج می‌نامند. همچنین در ادیان دیگر نیز وقایع مشابه (عروج به آسمان) گزارش شده است، مانند نبی اشعیا: در یهودیت، رسول پولس در مسیحیت و موبد کرتیر در اعتقادات زرتشتیان.

خلاصه ایی از آنچه که پیامبر اسلام از واقعه معراج تعریف کرده است:

گفته می شود که پيامبر اسلام معراج را از خانه ام هانی (خواهر علی بن ابیطالب) آغاز كرد و با مركبی به نام بُراق به سوى « بيت المقدس » كه آن را مسجد الاقصى نيز مى نامند روانه شد و پس از مدت بسيار كوتاهى در آن نقطه پايين آمد. از نقاط مختلف مسجد و « بيت اللحم » كه زادگاه حضرت مسيح است همچنین از منازل انبياء و آثار و جايگاه آنها ديدن به عمل آورد و در برخى از منازل دو ركعت نماز گذارد.

پس از آن مرحله دوم معراج آغاز می شود و محمد از همان نقطه به سوى آسمانها پرواز می کند، ستارگان و نظام جهان بالا را مشاهده كرده و با ارواح پيامبران و فرشتگان آسمانى سخن می گوید همچنین از مراكز رحمت و عذاب « بهشت و دوزخ » بازديد به عمل می آورد.

پس از آن از همان راهى كه پرواز نموده بود بازمی گردد و در مراجعت نيز در بيت المقدس فرود می آید و راه مكه و وطن خود را پيش می گیرد.

آیاتی در قرآن که گفته می شود مربوط به واقعه معراج می باشد:

آیه ایی که از آن برای اثبات قرآنی معراج استفاده می شود، مربوط است به سوره اسراء آیه یک، در این آیه می خوانیم:

سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ (1)

پاك و منزه است خدائي كه بندهاش را در يك شب از مسجد الحرام به مسجد اقصي كه گرداگردش را پر بركت ساختيم برد، تا آيات خود را به او نشان دهيم او شنوا و بيناست (1)

بر طبق روایات سوره اسراء از سوره های مکی قرآن می باشد که در سال یازدهم بعثت که به نام سال سامریه شناخته می شود نازل شده است.

تناقض مشهود در قرآن یا روایت سازی ؟

می خواهم از این به بعد با کمک قرآن نگاهی کنیم به این دو مطلب و ببینیم که آیا روایت سازان با استناد به چند آیه  قرآن شیطنت کرده و معجزه سازی کرده اند و یا اینکه قرآن دارای تناقض است ؟

برای فهم بهتر مطلب با هم نگاهی می کنیم به ترتیب نزول سوره های قرآن و سال نزول سوره های مختلف قرآن:

عدد روبروی هر سوره جایگاه آن سوره در فهرست کنونی قرآن را نشان می هد.

سوره های مکی


– 1
العلق 96
– 2
القلم 68
– 3
المزمل 73
– 4
المدثر 74
– 5
الفاتحه 1
– 6
المسد 111
– 7
التکوير 81
– 8
الاعلي 87
– 9
الليل 92
– 10
الفجر 89
– 11
الضحي 93
– 12
الشرح 94
– 13
العصر 103
– 14
العاديات 100
– 15
الکوثر 108
– 16
التکاثر 102
– 17
الماعون 107
– 18
الکافرون 109
– 19
الفيل 105
– 20
الفلق 113
– 21
الناس 114
– 22
التوحيد 112
– 23
النجم 53
– 24
عبس 80
– 25
القدر 97
– 26
الشمس 91
– 27
البروج 85
– 28
التين 95
– 29
قريش 106
– 30
القارعه 101
– 31
القيامه 75
– 32
الهمزه 104
– 33
المرسلات 77
– 34
ق 50
– 35
البلد 90
– 36
الطارق 86
– 37
القمر 54
– 38
ص 38
– 39
الاعراف 7
– 40
الجن 72
– 41
يس 36
– 42
الفرقان 25
– 43
فاطر 35
– 44
مريم 19
– 45
طه 20
– 46
الواقعه 56
– 47
الشعراء 26
– 48
النمل 27
– 49
القصص 28
– 50
الاسراء 17
– 51
يونس 10
– 52
هود. 11
– 53
يوسف 12
– 54
الحجر 15
– 55
الانعام 6
– 56
الصافات 37
– 57
لقمان 31
– 58
سبا 34
– 59
الزمر 39
– 60
غافر 40
– 61
فصلت 41
– 62
الشوري 42
– 63
الزخرف 43
– 64
الدخان 44
– 65
الجاثيه 45
– 66
الاحقاف 46
– 67
الذاريات 51
– 68
الغاشيه 88
– 69
الکهف 18
– 70
النحل 16
– 71
نوح 71
– 72
ابراهيم 14
– 73
الانبياء 21
– 74
المؤمنون 23
– 75
السجده 32
– 76
الطور 52
– 77
الملک 67
– 78
الحاقه 69
– 79
المعارج 70
– 80
النبا 78
– 81
النازعات 79
– 82
الانفطار 82
– 83
الانشقاق 84
– 84
الروم 30
– 85
العنکبوت 29
– 86
المطففين 83

سوره های مدنی


– 87
البقره 2
– 88
الانفال 8
– 89
آل عمران 3
– 90
الاحزاب 33
– 91
الممتحنه 60
– 92
النساء 4
– 93
الزلزال 99
– 94
الحديد 57
– 95
محمد 47
– 96
الرعد 13
– 97
الرحمان 55
– 98
الانسان 76
– 99
الطلاق 65
– 100
البينه 98
– 101
الحشر 59
– 102
النصر 110
– 103
النور 24
– 104
الحج 22
– 105
المنافقون 63
– 106
المجادله 58
– 107
الحجرات 49
– 108
التحريم 66
– 109
الجمعه 62
– 110
التغابن 64
– 111
الصف61
– 112
الفتح. 48
– 113
المائده 5
– 114
برائت 9

تناقض یا شیطنت ؟

همانطور که در بالا دیدیم سوره های قمر و اسراء که گفته می شود در آن اشاره به شکافته شدن ماه توسط پیامبر اسلام و به معراج رفتن ایشان می کند از سوره های مکی قرآن می باشند.

پس از نزول سوره قمر و اسراء بار ها از پیامبر اسلام درخواست می شود تا معجزه ایی ارائه کند که سند ادعای خود در پیامبری باشد و قرآن هر بار در پاسخ کسانیکه درخواست معجزه کرده اند، به پیامبر ابلاغ می کند که بگو تو فقط بشارت دهنده و بیم دهنده هستی و قدرت و علم معجزه تنها در نزد خداست و … نگاهی می کنیم به این آیات:

سوره اسراء آیه 59:

وَ مَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا (59)


و هيچ چيز، ما را از فرستادن معجزات باز نداشت جز اينكه پيشينيان، آن معجزات را تكذيب كردند و به قوم ثمود ناقه داديم كه معجزه اى روشن بود، ولى به آن ستم كردند و ما معجزات را جز براى هشدار دادن به مردم نمي فرستيم. (59)

در آیه پنجاه و نه سوره اسراء بیان می شود که دلیل آنکه معجزه ایی صورت نمی گیرد اینست که درخواست کنندگان معجزه در زمان پیامبران گذشته، معجزات ارائه شده پس از درخواستشان را تکذیب کرده و معجزه سبب ایمان آوردن آنها نشده است.

بر طبق روایات موجود این سوره از سوره های مکی قرآن می باشد که در سال یازدهم بعثت که به نام سال سامریه شناخته می شود، نازل گردیده است.

جالب است که این آیه پس از آیه یکم همین سوره نازل شده است که حجتی بر معراج پیامبر خوانده می شود.

سوره رعد آیه 7:

وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلآ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ (7)

و كافران مي گويند: چرا از سوى پروردگارش معجزه اى بر او نازل نشده ؟ تو فقط بيم دهنده اى و براى هر قومي هدايت كننده اى است . (7)

سوره رعد آیه27:

وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ (27)

كافران مي گويند: چرا معجزه اى از سوى پروردگارش بر او نازل نشده ؟ بگو: مسلماً خدا هر كس را بخواهد گمراه مي كند و هر كس را كه به سوى او بازگردد، هدايت مي نمايد . (27)

در آیه هفتم و بیست و هفتم سوره رعد آن اشاره به گفتگوی پیامبر با درخواست کنندگان معجزه می شود، در این آیات بیان می شود که رسالت پیامبر تنها بشارت دهنده و بیم دهنده بودن است و هدایت بشر نیاز به معجزه ندارد و خدا هر که را بخواهد هدایت می کند.

بر طبق روایات موجود این سوره از سوره های مکی قرآن می باشد که در سال دوازدهم بعثت که به نام سال نحلیه شناخته می شود، نازل گردیده است.

سوره یونس آیه 20:

وَ يَقُولُونَ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلّهِ فَانْتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ (20)

و مي گويند: چرا از سوى پروردگارش معجزه اى بر او نازل نشده ؟ بگو: غيب ويژه خداست، پس به انتظار باشيد كه من هم با شما از منتظرانم. (20)

در آیه بیستم سوره یونس اشاره می شود به گفتگوی پیامبر با درخواست کنندگان معجزه و پیامبر  ارائه معجزه را منوط به اراده خداوند می کند و می گوید: من نیز چون شما از منتظرانم تا وقت معجزه برسد.

بر طبق روایات موجود سوره یونس از سوره های مکی قرآن می باشد که در سال سیزدهم بعثت که به نام سال هودیه شناخته می شود، نازل گردیده است.

سوره انعام آیات 34 الی 37:

وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ وَلَقدْ جَاءكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَ (34) وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاء فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ (35) إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ وَالْمَوْتَى يَبْعَثُهُمُ اللّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ (36) وَقَالُواْ لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ قَادِرٌ عَلَى أَن يُنَزِّلٍ آيَةً وَلَـكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ (37)

مسلماً پيش از تو رسولانى تكذيب شدند و بر تكذيب و آزارى كه ديدند، شكيبايى ورزيدند تا يارى ما به آنان رسيد و سنّت هاى خدا را تغيير دهنده اى نيست. و قطعاً بخشى از سرگذشت پيامبران به تو رسيده است. (34) و اگر روى گرداندن آنان بر تو سنگين و دشوار است، اگر بتوانى نقبى در زمين، يا نردبانى براى راه يافتن در آسمان بجويى تا معجزه اى براى آنان بياوری و اگر خدا مي خواست همه آنان را به راه هدايت گرد مي آورد پس هرگز از بى خبران مباش. (35) فقط كسانى پاسخ مي دهند كه مي شنوند، و خدا مردگان را برمي انگيزد ، آنگه به سوى او بازگردانده مي شوند. (36) و گفتند: چرا معجزه اى از سوى پروردگارش بر او نازل نمي شود ؟ بگو: يقيناً خدا قدرت دارد كه معجزه اى نازل كند، ولى بيشترشان نمي دانند. (37)

سوره انعام آیه 109:

وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآيَاتُ عِندَ اللّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ يُؤْمِنُونَ (109)

با سخت ترين سوگندهايشان به خدا سوگند خوردند كه اگر معجزه دلخواهشان براى آنان آيد ، قطعاً به آن ايمان مي آورند ، بگو: معجزات فقط در اختيار خداست، و شما چه مي دانيد حقيقت اين است كه اگر آن معجزه هم بيايد، ايمان نمي آورند. (109)

در آیات بالا که از سوره انعام برگزیده شده اند، دلیل عدم ارائه معجزه از سوی پیامبر ایمان نیاوردن درخواست کنندگان معجزه  به خدا و پیامبر حتی پس از انجام معجزه توسط پیامبر بیان می شود.

بر طبق روایات موجود سوره انعام، از سوره های مکی قرآن می باشد که در سال سیزدهم بعثت که به نام سال هودیه شناخته می شود، و پس از نزول سوره یونس، نازل گردیده است.

سوره بقره آیات 118 و 119:

وَقَالَ الَّذِينَ لاَ يَعْلَمُونَ لَوْلاَ يُكَلِّمُنَا اللّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (118) إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلاَ تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ (119)

و كسانى كه نادان و نا آگاهند، گفتند :چرا خدا با ما سخن نمي گويد يا نشانه و معجزه اى براى ما نمي آيد ؟ گذشتگان آنان نيز مانند گفته ايشان را گفتند; دل هايشان شبيه هم است. تحقيقاً ما نشانه ها را براى اهل باور بيان كرده ايم (118) قطعا ما تو را به درستى و راستى، بشارت دهنده و بيم رسان فرستاديم، و تو مسؤولِ دوزخيان نيستى (119)
در این آیات از سوره بقره اشاره به گفتگوی پیامبر با درخواست کنندگان معجزه می شود و با هم بیان می کند که محمد فقط بیم دهنده و بشارت دهنده است.

بر طبق روایات موجود سوره بقره از سوره های مدنی قرآن می باشد که در سال نهم هجرت که به نام سال تبوکیه شناخته می شود، نازل گردیده است.

همانطور که می بینیم. پس از نزول آیه یک از سوره قمر و الاسراء که حجتی بر وجود معجزات شکافته شدن قمر و معراج پیامبر شمرده می شوند. بارها و بارها گفته می شود که پیامبر معجزه ایی نداشته است و تنها بشارت دهنده و بیم دهنده بوده است.

نتیجه گیری:

با توجه به آیات بالا که زمان نزول آنها جملگی پس از معجزاتی که برای محمد ذکر می شود و تائیدی بر نداشتن معجزه از سوی محمد است، باید در نظر گرفت که معجزات ذکر شده تنها کار روایت سازان می باشد، چون اگر این معجزات به واقع رخ داده بود و شکافته شدن ماه و معراج معجزه پیامبر اسلام می بود باید در آیات پس از این معجزات و در پاسخ درخواست کنندگان معجزه آیه ایی نظیر این می آمد:

و به یاد آورید هنگامیکه محمد ماه را به اراده ما از هم شکافت و زمانی را که او را به معراج بردیم و هفت آسمان را نشانش دادیم، نعمتی که به هیچ یک پیامبران پیشین ندادیم، باشد که ایمان بیاورید و رستگار شوید.

حال اگر شکافته شدن ماه و معراج را واقعیت و معجزه پیامبر بدانیم باید قبول کنیم که قرآن دارای تناقض شدید است. زیرا پس از معجزات محمد به کرات می گوید که نداشتن معجزه دلیل بر پیامبر نبودن محمد نیست و کافران اگر معجزه ایی هم آورده شود ایمان نمی آوردند.

دو راه پیش روی مومنین است. یا باید بپذیرند که برای محمد معجزه سازی و روایت سازی شده است و یا اینکه قرآن دارای تناقض شدید است.

Advertisements

23 دیدگاه »

  1. آرش said

    در قسمت نتیجه گیری جمله ای آمده که گویی آیه ی قرآن را پیش بینی میکند و به نظر نشان می دهد که گویی آیه ها بر طبق فرمولی خاص وتوسط ما قابل شبیه سازی هستند. لطفا اصلاح کنید
    مونا:
    قرآن کتابیست برای فهم بشر و بشر باید از قواعد آن سر در بیاورد. اگر کلام شما صحت داشته باشد و قرآن تابع هیچ نظمی نباشد. درک آن نیز نا ممکن است و می شود نتیجه گرفت که قرآن کتابی برای بشر نیست.

  2. […] این سخن باطل و ادعای دروغین به مخاطبین بدهکار است.در دور جدید توجیهاتش مستمسک به آیاتی شده است که اکثرا ربطی به بحث […]
    مونا:
    از دوستان تقاضا دارم مطلب احسان را هم بخوانند

  3. علی said

    عزیزم، یه چیزی‌ که دقت نکردی این اه که تمام یک سوره، یه هو نازل نشده. بعضی از سوره‌ها نزول‌شان مدتی بس‌یار طولانی طول کشیده. مهم‌ترین استدلال‌ات همین بود دی‌گه نه؟
    مونا:
    نکته ایی را که بیان کردید درست است و کار را خراب تر می کند. توجه کنید آیاتی که به عنوان مدرکی برای شق القمر و معراج آورده می شوند. هر دو آیه های شماره یک از سوره های خود هستند. یعنی زمان نزول این دو آیه دقیقن منطبق با تاریخ نزول سوره است. و به عبارتی آیه ایی که شاهد برای شق القمر آورده می شود دقیقن در سال چهارم بعثت نازل شده است و آیه ایی که برای اثبات معراج به کار میرود دقیقن در سال یازدهم بعثت نازل شده است، با توجه به مطلبی که شما بیان کرده اید احتمال نازل شدن آیاتی که من به عنوان شاهد از قرآن برای معجزه نداشتن محمد آورده ام احتمال دارد به سالهای دورتری از آنچه که برای شروع نزول یک سوره بیان شده است برود و این خود به نوعی اثبات کننده حرف من است. ممنون 🙂
    نکته دیگر: آیه 59 سوره اسرا یقینن پس از آیه اول نازل شده است، که اشاره ایی بر نداشتن معجزه از سوی محمد است.

  4. salman said

    «ا فتومنون ببعض الکتاب و تکفرون ببعض فما جزاء من يفعل ذلک الا خزي في الحيوة الدنيا و يوم القيمة يردون الي اشد العذاب» ؛ دوست عزيز انصاف علمي حکم مي کند که همه آيات قرآن را در کنار هم ببينيم و واقعيات تاريخي موجود را بپذيريم. بدليل اختصار به بحث نتيجه‌گيري شما مي‌پردازم.اگر به اين سوال بنده پاسخ فرمائيد( از طريق ايميل) ان‌شاءالله ادامه بحث را با يکديگر پيگيري مي‌کنيم.
    1. آيا هر آنچه در قرآن نيامده است اتفاق نيفتاده است؟
    2. اگر اين معجزات اينگونه که شما مي‌فرمائيد در قرآن نيامده باشد، يعني اتفاق نيفتاده است؟
    در سوره اسراء منکران مي گويند » و لن نومن لرقيک حتي تنزل علينا کتابا نقرؤوه» ؛ در شان نزول آن مطالعه فرمائيد. اينان مي‌گفتند بايد يک دستنوشته از خداوند براي ما بياوري و متن آن را هم به پيامبر داده بودند که بايد اينچنين باشد تا ما ايمان بياوريم!!! آيا اگر قرآن مطالب را آنطور که ما مي‌خواهيم بيان نکرده است در صحت آن اشکال وارد است؟
    قرآن در آيه 7 از سوره آل عمران مي‌فرمايد که برخي آيات قران «متشابهند» و نياز به » راسخون در علم» مي‌باشد تا آنها را بتوان فهميد. که آز آنجمله است » سبحان الذي . . .» .
    سلام و درود خداوند بر کسي که حرف حق را بپذيرد.
    مونا:
    1. آیا وقتی قرآن می گوید محمد معجزه ندارد ما باید بگوییم دارد ؟
    2. فرض من بر پایه روایت سازی است، نکته جالب اکثر راویان سال وقوع شق القمر را سال پنجم بعثت و یا هشتم بعثت می دانند. حال آنکه آیه اول سوره قمر در سال چهارم نازل شده است و فعل شکافت ماضی است. یعنی مربوط به گذشته است.
    صحبت شما دلیل بر رد بحث این لینک نیست. در صورت واقعیت داشتن معجزه ایی چون شق القمر و به دلیل عظمت چنین معجزه ایی، مطمئنن قرآن در پاسخ درخواست کنندگان معجزه همواره به آن اشاره می کرد.

    قرآن می توانست در هر بار به آن معجزه و یا معراج و یا آنچه دیگران معجزات دیگر محمد ذکر می کنند اشاره کند. اما می بینیم که در پاسخ درخواست کنندگان معجزه حرفی از آنچه که روایان آنها را معجزه می خوانند نیست و دلایلی را می آورد که در این پست ذکر شده است.

  5. دوست گرامی
    بسیار بسیار از این فعالیت هایی که از شما در زمینه روشنگری می بینم خوشحالم . یه جورایی خستگی ما رو در آوردی . مدتها بود که لینک های روشنگرانه در بالاترین نمی دیدم و یا اینکه مثل بعض لینک های بنده به تیر غیب دچار می شدند آن هم با رای منفی که بهتر می شناسید .
    مونا:
    دوست خوب من مجبور شدم بخشی از کامنت شما را حذف کنم چون موضوع پست بعدی من است، حذف کردم تا شائبه ایی ایجاد نشود 🙂

  6. amin said

    اههههههههههههههههههههههههههههه؟!
    سلام……………
    من شما رو لینک نکردم ببخشیداااااااااااااااااااااااااااااا
    ……………….
    الان درستش می کنم……………..
    بلاخره بخشش از بزرگانه دیگه…………….
    مونا:
    سلام دوست من
    محبت کردید مرا لینک کردید 😉

  7. Ehsan said

    a lot of these come from mistranslations

    take a look here

    http://ourbeacon.com/?page_id=11605

  8. حامد said

    تقاضا کرده بودي مطلب احسان هم خونده بشه،خوندم و به ياد استدلالات خودم در موضوع مربوط به امام علي«آيا علي يادش رفته بود…»افتادم و اينکه چطور براي نجات از پارادوکس خود ساخته ات به اين در و آن در مي زدي و مثل قضيه احسان رفته بودي و سي- چهل آيه رو که اصلا ربطي به موضوع نداشت تايپ کرده بودي.آخرش هم جواب اصلي رو ندادي و به گذاشتن يک شکلک بسنده کرده بودي. البته خوشحالم چون اقناع خودت چندان اولويت نداره بلکه قضاوت عمومي خوانندگان کنوني و آتي مهمه.به ياد اين آيه ميافتم«فاما الزبد فيذهب جفاء…» مضمون معناش اينه که کفهاي روي آب بالاخره کنار ميرن و آنچه که نفع مي رسونه باقي خواهد ماند.به ياد داشته باش همون اندازه که حرف درست راه خودش رو در قلبها باز مي کنه به همون اندازه هم سخنان مزور و مزخرف(به دروغ و دغل زينت بسته شده)خيلي زود از صفحه اذهان پاک مي شند.ما از تو انتظار حرف درست و طرحي نو داريم تادر کنارش احساس کنيم شاهد رونمايي حقيقتي دلنشين هستيم اگرچه تلخ. اما وقتي شاهد مغلطه ها و بازي با الفاظت مي شيم که حالات استدلال کودکانه رو تداعي مي کنه، يا مثل همون کبکي که سرش رو زير برف مي کنه و فکر نمي کنه که در چه محيط و زماني و مقابل چه انسانهايي داره اون قدر بي ربط و خام حرف مي زنه،اونوقته که احساس مي کنيم يک نفر ديگه باز پيدا شده تا با صرف يک ادعا،سر کارمون بگذاره و عرض خود ببره و زحمت ما بداره.
    مونا:
    برای روشن شدن موضوع از دوستانی که حوصله دارند، تقاضامندم کامنت های مورد نظر ایشان در این پست من را مطالعه کنند.

  9. amin said

    اوخ.اوخ………..اوخ……….
    خوب ببخشید دیگه دیر شد،
    البته بخشش از بزرگان هستش…………

  10. امیر said

    سلام
    معلم راهنماییمون می گفت پیامبر شق القمر رو واسه یه مسیحی کرده که اونم ایمان آورده!
    البته مدرسه مون مذهبی بود اساسی! ولی معلمونم معصوم نبوده! 😉

  11. حمید said

    مطالب خوبی مینویسی. تازه با وبلاگت آشنا شدم. متاسفانه تعدادی از افراد که خودشون رو دیندار هم به شمار میارند ،احادیث رو بر قرآن ترجیح میدند و اونها رو بیشتر از قرآن قبول دارند. در مورد معجزه سازیهای بعد از درگذشت پیامبر که با آیه های قرآن که خودتون به اونها اشاره کردید و نیازی به دوباره نویسی اونها نمیبینم،تنها دو سه تا آیه دیگه به اونها اضافه میکنم:آیا برای آنان این معجزه بس نیست که ما قرآن را بر تو نازل کردیم؟(عنکبوت آیه 51)گفتند این مرد خیالپردازیا شاعری بیش نیست،اگر جز این میبود چرا مانند پیامبران پیشین معجزه ای با خود نیاورده است؟(انبیا،5)،گفتند:چرا او با معجزه ای از جانب پروردگارش به سوی ما نیامد؟(طه،133). معجزه نداشتن پیامبر به روشنی در قرآن اشاره شده، و همچین آگاهی نداشتن پیامبر از غیب. ولی افرادی که از یک طرف مسیح و موسی و نوح و ابراهیم رو صاحب معجزه میبینند، معجزه نداشتن پیامبر اسلام رو نمیتونند تحمل کنند ، از طرفی هم میل به کارهای عجیب و غریب در بشر ، اونها رو به معجزه تراشیهای عجیب و غریب واداشته. اونهم معجزات شگفت آوری شبیه شکافتن ماه. و در این بین، افراد کور مغز مذهبی که تعصب چشم عقلشون رو کور کرده هم دنباله رو این جعلیات میرند. خمینی از این دسته افراد هست که قرآن رو کنار گذاشته و متوسل به مجلسی میشه چون با تمایلاتش بیشتر سازگار هست و مجلسی رو بیشتر از قران قبول داره : خمینی:»مجلسی در کتاب حق الیقین خود میگوید: پیامبر هیچ پیغمبری را معجزه اعطا نکرد مگر آنکه مانند آن یا بیش از آنرا به حضرت محمد عطا کرده،و معجزات آن حضرت را احصا نمیتوان کرد،چنانکه خود من(مجلسی) زیاده از هزار معجزه از آن حضرت را در کتاب خود آورده ام. پس از آن وارد میشود در بیان معجزات آن حضرت بطور تفصیل تا آنجا که میگوید:قسم چهارم مستجاب شدن دعای آنحضرت در زنده شدن مردگان و بینا شدن کوران و شفا یافتن بیماران،و این نوع بیش از آن است که حصر توان کرد»
    حالا برای شناخت بیشتر پیشوای خمینی و فقها، یعنی مجلسی، یک نمونه از یاوه هایی رو که در کتابهاش آورده اینجا میارم:
    «علی در غزوه صفین قصد عبور از نهر فرات را داشت ولی معبرش معلوم نبود .به نصیربن هلال فرمود برو کنار فرات و از طرف من ماهی کرکره را صدا کن.ماهی به تو جواب میدهد،آنگاه محل عبور را از او بپرس.نصیر کنار فرات آمد و فریاد زد یا کرکره. بالفور ۷۰ هزار ماهی سر از آب بیرون آوردند که لبیک لبیک چه میگویی؟گفت مولایم معبر فرات را میخواهد. آواز برآوردند که ما همگی کرکره نام داریم. نصیر ماجرا را به امام گفت. امام گفت که برو کرکره بن صرصره رابخوان. برگشت و ندا دا و این بار ۶۰ هزار ماهی از آب بیرون آمدند و گفتند ما کرکره بن صرصره هستیم……باز چنان کرد و باز چون دفعات پیش جواب شنید. تا اینکه در دفعه هشتم فریاد برآورد: ای کرکره بن صرصره بن دردره بن جرجره بن عرعره بن مرمره بن فرفره =)) آنگاه ماهی بسیار بزرگی سر از آب فرات بیرون آورد :لبیک لبیک چه میگویی و چه خواهی؟و قضه را به او گفت…. ماهی قاه قاه خندید و گفت ای نصیر بدرستیکه علی بن ابیطالب با تو مزاح میفرماید. زیرا خودش راههای دریا و معبر ها ودجله ها را از ماهیان بهتر میداند.اگر باور نمیکنی بدان و آگاه باش که چون یونس پیامبر از نینوا فرار کرد و به کشتی سوار شد و او را به دریا انداختند خطاب به من رسید که او را ببلعم. ناگاه جوانی از ابر فرود آمد با هیئتی که لرزه بر اندامم افتاد. به من خطاب فرمود که پونس شیعه من است با میهمانت بهمدارا رفتار کن. گفتم ای مولای من نام مبارکت چیست؟فرمود علی بن ابیطالب….. .»
    این مشتی از خروار بود.
    میبینید که حتی کتاب شنگول و منگول هم در برابر این چرندیات بسی پر ارزشترند و اینها تنها برای خندیدن مناسبند،من خودم وقتیکه این رو داشتم میخوندم از خنده روده بر شدم.
    کامنتهای پستی رو که با عنوان»آیا علی….» رو خوندم پاسخهای منطقی ای و عقلانی ای داده بودید. من کاری به جنگ احمقانه شیعه و سنی و فرقه های اسلامی ندارم ولی در کل در باره اون پست باید گفت که به راستی این «امامهای» ساخته شده توسط شیعه ، چگونه بر غیب واقفند و علم لدنی میدانند و چهار طرف خودشون رو میبینند و از گذشته و آینده در اطلاعند در حالی که خود پیامبر هم حتی چنین نبود؟ ولی این افراد به جای اینکه بتهای ساخته شده از این افراد رو در مغزشون بشکنند، بتها و بت سازان رو بیش از پیش هم پرستش میکنند.

  12. حمید said

    نوشته این فردی که با نام احسان مطلبی به اصطلاح و خیال خودش در رد این پست شما نوشته رو خوندم. منصفانه و بدون غرض بگم که هیچ دلیلی در رد این پست شما نیاورده بود. حتی از آوردن آیه هایی که درباره عدم معجزه آوری پیامبر اسلام وجود دارند هم خودداری کرده بود. چون این آیه ها اونقدر معناشون روشن هست که افرادی رو هم که منظور روشن کلام رو لوث و تحریف میکنند نیز نمیتونند در مورد اونها قصه پردازی کنند.

  13. حمید said

    اما در مورد داستان معراج
    این شبیه افسانه های تخیلی کتابهای داستان میمونه.
    «آن شب جبرئيل آمد و چارپائی همراهش بود که از الاغ بزرگتر و از استر کوچکتر، سفيد رنگ، سُمهايش در کناره پا
    و مايل به خارج بود، بر آن سوار شدم . به بيت المقدس رفتم، افسار براق 20 را به حلقه ای بستم که معمولاً انبياء می
    بستند، در مسجد الاقصی دو رکعت نماز خواندم، پس از بيرون آمدن، جبرئيل دو ظرف از شير و شراب برايم آورد .
    من ظرف شير را اختيار کردم و جبرئيل مرا بدين اختيار تحسين کرد، سپس بسوی آسمان اول پرواز کرديم . دم در
    آسمان موکل پرسيد کيست؟ جبرئيل گفت : جبرئيل است . موکل پرسيد : که همراه تست؟ گفت : محمد. موکل پرسيد : آيا اورا احضار کرده اند؟ جبرئيل گفت : آری. پس در آسمان را باز کرد، حضرت آدم به پيشوازم شتافت و خيرمقدم گفت …
    (به همين ترتيب هفت آسمان را می پيمايد و در هر يک از آسمانها يکی از انبيا به استقبال وی می شتابد ) در آسمان که روزی هفتاد هزار فرشته وارد آن می شوند و بيرون نمی آيند تکيه بيت المعمور هفتم ابراهيم را ديدم که به
    کرده است . پس از ان مرا به سدرة المنتهی برد که برگهايش مثل گوش فيل بود و ثمره اش … سپس به من وحی شد
    که شبانه روز پنجاه نماز بخوانم، بعد حضرت موسی در مراجعت به من گفت : پنجاه بار نماز زياد است، از خداوند
    بخواه تخفيف بدهد، پس بسوی خد ا برگشتم و تقاضای تخفيف کردم . خداوند آن را به ٤٥ نماز تخفيف داد . باز موسی
    گفت: من اين مطلب را در قوم خود آزموده ام مردم نمی توانند شبانه روز ٤٥ نماز بخوانند، دوباره بسوی خدا بازگشتم
    (خلاصه آنقدر چانه زده است تا خداوند راضی شده است که فقط پنج بار نماز خوانده شود)»
    1- اینکه به مرکب چه نیازی بوده ؟مگر خدا نمیتونسته یا بوسیله جبریل یا یوسیله فرشته دیگه ای اون رو به آسمان ببره،یا اینکه خودش بدون نیاز به هیچکدوم از اینها در کنار جبرییل به آسمان بره؟
    2-اینکه مگر «دربانهای آسمانها» از چنین چیزی خبر نداشته اند یا جبرییل رو نمیشناختند یا پیامبر رو نمیشناختند یا از ماموریتشون خبر نداشتند که همچین پرسشهایی رو پرسیدند؟
    3- مگر نه اینکه خداوند در قرآن گفته که «هیچ کس نمیتونه نظر خدا رو عوض کنه»؟. 5 بار پیامبر مانند شخصی که به مغازه ای میره و چونه میزنه،با خدا چونه میزنه و خدا هم پیاپی نظرش رو تغییر میده.

  14. خانه به دوش said

    باریکبینانه بود.
    این نوشته را لینکیدم.

    زنده باشی

  15. خواننده said

    اول اینکه با همین یکی دو مطلب شما که آشنا شدم دیگر مشتری دایمی شدم. و خوشحالم که یک زن آزاد اندیش اینطور جسورانه فکر میکند.
    بعد اینکه وسط نمایاندن این سوراخهای عریض و طویل به عزیزان دین دین باور میشود از اینها بپرسید آیا هیچ معیار قابل شمارشی برای این همه تعصب و پافشاری برای توجیه در و تخته باورشان دارند؟

    اگر کسی میگوید من بهترین دانه مرغ دنیا را دارم خیلی ساده است که یک چند صدتا مرغ را بگیرند و ببندند به خوردنش بعد حساب کنند ببینند بهتر بوده یا بدتر!

    این دین عزیز شما نتایج عملی قابل شمارش است امروز کجا هست؟ بفرمایید حساب کنیم خیلی بهتر از شمردن دروغهایی که برای اثباتش میسازید نیست؟

  16. حامد said

    به نام خالق يکتا

    سلام!
    يکي از زيباييهاي قرآن که مي تواند گواهي بر صدور آن از ناحيه پروردگار باشد، اين است که متکلم آن، در هيچ جايي از کلامش، منفعلانه سخن نگفته است، و بايد هم چنين باشد، چرا که خداوند بي نياز از هر چيزي است از جمله نيازي به ايمان بندگانش ندارد. خداوند، از قبل در نظر گرفته بوده که چه معجزه اي را به پيامبرش بدهد و به چه نوع درخواست هايي براي معجزه پاسخ مثبت دهد.
    يکي از مواردي که به درخواست مشرکين پاسخ داده است، معجزه شق القمر مي باشد و اين دليل نمي شود که به هر درخواستي مبني بر معجزه، خداوند آن درخواست را اجابت کند. بلکه خداوند طبق حکمت و مصالح خويش، عمل کرده و هيچ گاه از اينکه با عدم اجابت درخواست معجزه اي، بعضي ايمان نياورند، هراسي نشان نداده است.

    در آيات دسته دوم که شما آوردي از جمله آيه 59 سوره اسراء، که به اين مطلب اشاره مي کند که تکذيب گذشتگان ما را از فرستادن معجزه منع کرده، به اين معنا نيست که هيچ معجزه اي تا به حال نفرستاده ايم، بلکه منظور اين است که اينطور نيست که ما به هر درخواستي مبني بر فرستادن شکل خاصي از معجزه (به تعيين خود شخص درخواست کننده) جامه عمل بپوشانيم.
    ضمن اينکه در نتيجه گيري آورديد که خدا مي توانست در مقابل درخواست آنان، معجزات شق القمر و معراج را بياورد. مسأله اين است که آنان از اين مسأله بي خبر نبودند، بلکه از معجزه اي مثل شق القمر آگاهي داشتند، و صرف اينکه خداوند بفرمايد چنين معجزه هايي قبلاً فرستاديم، آنها را اقناع نمي کند.
    حال اينکه چرا خدا به درخواست عده اي پاسخ مثبت نداد، يکي از علت هايش اين بود که آنها دنبال اين بودند که پيامبر يک معجزه را اجابت کند و دوباره از او چيز ديگري طلب کنند، و همينطور درخواستهاي مکرري کنند، و باز هم ايمان نياورند، پس اجابت درخواستشان امري لغو و غيرحکيمانه به حساب مي آمد.

    ديديم که تناقضي بين آيات قرآن وجود ندارد. بلکه تغيير شکل دادن معناي آيات باعث شده که تناقضي به قول شما شديد پديد آيد؛ به اين صورت که از آيات دسته دوم چنين برداشت کرده ايد که خدا به پيامبر اسلام، هيچ معجزه اي نداده است. بعد اگر بخواهد منظور از آيه شق القمر معجزه باشد، تناقض پديد مي آيد. در حالي که از آيات دسته دوم چنين چيزي برداشت نمي شود، بلکه برداشت مي شود که هر معجزه اي را که درخواست کنيد، به شما نشان نمي دهيم، بلکه اجابت اين درخواست به حکمتهاي الهي بر مي گردد که اگر مصلحت ببيند مثل شق القمر رخ مي دهند و اگر مصلحت نبيند مثل ديدن فرشته وحي، آنها را عملي نمي کند. پس امور همه به اراده و خواست خداي يکتاست و سپاس بي پايان مر او راست.

    والسلام

  17. […] با دلیل و اسناد بیان کرده؛ ببینید […]

  18. جوون ایرانی said

    اونی که قابل پرستش هست خرد آدمه نه این خدا. باز هم منتظر کارهات هستیم ….
    مونا:
    کار خاصی نکرده ام دوست من 🙂
    بابت ویرایش کامنت هم عذرخواهی می کنم. محبت شما به بنده مستور بهتر.

  19. ابی راد said

    خیلی‌ دوست دارم بدانم اگر همین آقا دیوید کاپرفیلد خودمان ۱۰۰۰ سال پیش به دنیا میومد، داستان چی‌ میشد؟

  20. بابک said

    دوستان عزیز این چه مباحث بیهوده ایست که وقت خودتان را باآن تلف میکنید . مگر نظریات
    اخیر دکتر مجتهد شبستری و دکتر سروش را نشنیده اید که ثابت کرده اند قران تجربیات محمد است و کلام خداوند نیست . لذا آن بنده خدا در حد سواد و دانش روز تجربیات 23 سال زندگی خود را بیان کرده و هر گونه تفسیر دلخواه از آیات و سوره ها کاری نا صواب خواهد بود .

  21. afsane said

    خداوکیلی از همه آدمهایی که مدعی هستند اهل قران و کتاب هستند چندنفرشان به راستی به خدای خود ایمان دارند که بتوانند بااعمال خود نشانگر این بیان خود باشند ؟
    چه خوب بود که آدمها کمی هم کلامهای آسمانی خدارا بعد گوش دادن و فراگرفتن به آن نیز عمل می نمودیم مگر دراین کلامها چه چیزهایی از ما انسانها خواسته شده؟
    گفتار نیک داشتن یعنی دیگران را با زخم زبان نیازاریم
    کردار نیک داشتن یعنی رفتار مناسب و قابل تحمل اطرافیان و خود داشتن که قابل پسند خداوند باشدو اورا از ما خشنود سازد
    پندار نیک داشتن یعنی افکار پلید وشت درمغز ما جاری نباشد تا بتوانیم افکارو پندارخوب را درآن به راحتی جای دهیم
    وهمینطور درلابلای اعمال بالا توجه برحرام و حلال و سایر قوانین الهی بکنیم تابراستی رستگار شویم
    فقط سوالی که برایم از شق القمر پیش آمده که دوست دارم کسی بتواند به بنده جهت آگاهی ام پاسخ بفرماید این است که منظور از اینکه پس از این که معچزه شق القمر رخ داد مردم درآن موقع کوه حرا را به راحتی میتوانستند از بین شق القمر آن را ببیند یعنی از بین دوماه نصف شده می شد که کوه حرا را دید مگر کوه حرا درآسمان واقع شده بود که می شد آن را به راحتی دید لطفا طوری این مطالب ترجمه و یا بیان شود که هضم آن برای بنده و امثال بنده راحت باشد ممنون از لطف شما

  22. afsane said

    به جای اینکه فقط تظاهر به قران خوانی بفرمایید دراعمال خود تجدید نظر نمایید وگرنه تنها با قران خواندن و عمل نکردن به آن گره ای از کار خودتان باز کرده اید نه گره ای از کار خلق خدا بنابراین توصیه می کنم به عنوان مثال هرگاه وقتی از زمان خودراصرف خواندن بخشی یا بخشهایی از قران می فرمایید و مدعی می شوید که الان خیلی خداراشناختم از جا برخیزید و به همان اندازه که مدعی شدید خرابیهای اعمال گذشته خودرا چناچه برایتان مقدورباشد را آباد سازیدو همینطور دراعمال بعدی خویش دقت فرمایید که جای دیگر را ویران نسازید و همینطور درراستای محبت و کمک و هم یاری به آنانی که اطراف شما برایتان قابل محسوس هستند کوشا باشید و درحد توان خویش باری از روی دوششان بردارید و اگر باری هم خود برروی دوش آنها گذاشته اید را نیز مرتفع سازید
    وگرنه ساعتها قران خواندن و مدعی خداشناس بودند آن هم بدون هیچ تغییر مثبتی دراعمالمان نه به درد خودمان خواهد خورد و نه به درد خلق خدا

  23. […] https://mona111111.wordpress.com/2008/08/31/mojezeh […]

RSS feed for comments on this post · TrackBack URI

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: