نگاه من به رویداد زنجان یا اگر من بودم چه می کردم

شاتوت یا همان مسعود مشهدی از من دعوت کرده تا در یک بازی وبلاگی با موضوع واقعه زنجان شرکت کنم. به این صورت که خودم را به جای چهار شخصیت محوری این واقعه بگذارم و بگویم اگر به جای آنها بودم، چه می کردم.

1 – وزیر علوم:

برای اینکه تصمیم درستی بگیرم باید ببینم در گذشته چه کرده ام. استادان و دانشجویانی را با موارد کمتر اخلاقی نسبت به این واقعه اخراج کرده ام. وزارتخانه تحت نظر من با شعار رعایت شعائر اسلامی به من واگذار شده. با توجه به این موارد به دلیل رعایت عدل در زمینه این واقعه و موارد گذشته و همچنین اثبات عدم رعایت شعائر اسلامی در وزارتخانه تحت نظرم که شعارم بوده، استعفا می کردم.

2 – معاون دانشجویی دانشگاه زنجان:

گرایش تحصیلی من علوم اسلامی است و پایان نامه ام معراج پیامبر اسلام، استاد دروس اسلامی بوده ام، و همواره دیگران را پند و اندرز می داده ام به رعایت اصول اخلاقی از دیدگاه دین، حالا با توجه به اینکه به هنگام اسارتم در دام نفس و تسلیم شدن در ورطه گناه، رسوا شده ام، چه می توانم بکنم جز اینکه بگویم همه آن حرف ها چرند است و ظاهر  کار و من در باطن چنین نیستم. و یا اینکه باید کنجی را برگزینم و زندگی بر خود حرام کنم. چنان که بر دیگران کرده ام.

3 – دختر دانشجو:

سخت است به جای او بودن، فکر کن دختری هستی که خانواده و فامیلی داری که به شدت با جریانات رابطه دختر و پسر مخالف است و بشنوند تو اخراج شده ایی به همین دلیل، که شاید اصل ارتباط تو در حد قدم زدنی کوتاه با یک پسر باشد. و تو را دیده اند و گزارش شده و مدرک موجود است و شاهد فراوان. از تو تقاضا می شود که آنچه را که شاید با دیگران نیز نکرده ایی انجام دهی تا زنگ رسواییت نواخته نشود. چه خاکی می توانی به سر کنی ؟ یا باید تن به دام دهی. ( که متاسفانه بسیاری می دهند ). و یا اینکه خودت را خلاص کنی. ( متاسفانه این مورد نیز زیاد است ).

به نظرم دختر واقعه زنجان بسیار خوشبخت و خوش عاقبت است که چند نفری پیدا شده اند از او حمایت کنند. چیزی که بسیار کم اتفاق می افتد.

نمی خواهم فکر کنم مورد این دختر اخلاقی نبوده و این دختر به خاطر کمبود نمره به این دام کشانیده شده است. رذالت در این صحنه بسیار بیشتر موج می زند تا صحنه اول. چون این استاد می توانست به جای آن تقاضا از او طلب پول کند و با پول حاصل و توسط کسی که با پول راضی می شود، آتش شهوت خود را فرو نشاند.

من چه می کردم ؟ در صورت نداشتن کسی که بتوانم به او تکیه دهم تا گره از مشکلم باز کند. خودم را خلاص می کردم.

4 – دانشجو یا دانشجویان کل کشور:

فرصتی پیش آمده که می توان با مدرک بر تمام آنچه تا بحال گذشته شورید و فریاد بر کشید. هرگز تا زمانی که وزیر علوم، رئیس دانشگاه زنجان و معاونش استعفا نمی دادند و کار به جایی نمی رسید که باور کنم مجرم واقعه به دست عدالت حتی نیم بند سپرده می شود، از اعتراض پا پس نمی کشیدم.

به رسم بازی های وبلاگی من هم از اشکان، آنی دالتون و سعید (هیلی بیلی) دعوت می کنم که در این بازی شرکت کنند.

گلایه خارج از بحث: من پست شاتوت را کامل ندیدم و فقط اندکی از آن را که در بخش توضیحات لینک در بالاترین آمده بود خواندم و با مراجعه به سایر لینک های مرتبط متوجه شدم جریان چیست. ! خودشان نوشته اند به خاطر سوء تفاهم حذفش کرده اند. همین جا بگویم این رویه درست نیست.

تا کنون 6 نظر داده شده »

  1. سلام مونای عزیز

    اگر از من گلایه کرده ای کاش پیش خودم میکردی تا جواب بدهم !

    یا قلم من گویا و پویا نبود یا بعضی از دوستان نوع بازی رو درک نکردند ! در هر صورت پست من دو روز در معرض دید بود و مورد قضاوت دوستان قرار گرفت … کمی با من هم عقیده بودند ! بسیاری اظهار نظر نکردند و جمعی هم مخالف بودند … بنا به اظهار دوستی که خواهش کرد بخاطر اینکه سوتفاهم ها بیشتر نشه بهتره پست رو پاک کنم من این کار رو کردم گرچه خلاف طبعم بود !
    اگر جوابت رو گرفتی اون گلایه رو پاک کن لطفا ..
    مونا:
    سلام مسعود عزیز
    نگرفتم
    از دو حال خارج نیست
    1 – شما اشتباه کرده ایی، زیر همان پست باید عذرخواهی کنی و قضیه حل می شود.
    2 – دیگران اشتباه می کنند، در این حالت شما باید بر عقیده خودت پایدار بمانی.
    حذف پست توهین به مخاطب است و مصرن خواستارم یکی از دو حالت فوق را انجام دهی.

  2. اشکان گفت

    سلام مونا ی عزیز !

    مرسی برای دعوت … در کل با بازی های وبلاگی موافقم . اما در مورد دانشگاه زنجان هر چه سعی کردم خودم رو حتی در مقام قاضی دادگاهی که حکم بازداشت دختر دانشجو را صادر کرده ، قرار بدم، موفق نشدم و نتونستم پیش خودم همچنین حماقت و توهینی رو هضم کنم .
    سعی خواهم کرد در این باره مطلبی رو در پاسخ به دعوت شما بنویسم !

    ممنون و بدرود

  3. [...] دانشگاه زنجان! مثل اینکه من هم به دعوت مونا اسیر این بازی زنجان شدم که گل بگیرند درش رو که مارو [...]

  4. javad گفت

    کلا عادت داری که خیلی زود قضاوت کنی……………
    گویند روزی زنی را نزد عمربن خطاب بردند و گفتند که این زن با گذشت شش ماه از ازدواجش، فرزندی به دنیا آورده است. پس او را به جرم زنا، متهم قلمداد کردند. زن را بردند تا حکم سختی را در موردش به اجرا در آورند. تا اینکه در بین راه علی بن ابیطالب را دیدند. زن که هراسان بود، دست به دامان علی بن ابیطالب شده و به او با التماس گفت که بیگناه است و به او تهمت زده اند و از علی بن ابیطالب خواست که نجاتش دهد.
    علی بن ابیطالب از جرم زن پرسید. گفتند: “این زن با گذشت شش ماه از ازدواجش، فرزندی به دنیا آورده است. حال آنکه همه میدانند که زن ها نه ماه بعد از آبستن شدن، به مرحله ی زایمان می رسند.”
    در آنجا بود که علی بن ابیطالب آیاتی از قرآن تلاوت کرد و با در کنار قرار دادن آن ها برای مردم مشخص کرد که اگرچه دوران بارداری زن ها معمولا نه ماه به طول می انجامد، ولی دوران بارداری زنان ممکن است فقط شش ماه طول بکشد.
    حضار از این قضاوت ، علم و شرح صدر علی بن ابیطالب به شگفت آمدند و به این ترتیب حیثیت و آبروی یک مادر و فرزند ( مادر از جرم زنا تبرئه شد و فرزند از لقب حرام زادگی) به لطف علم و متانت یک قاضی، در امان ماند. در حالی که مردم عجول داشتند همه ی حیثیت آن مادر و فرزند را به باد می دادند.
    *****************************************
    من هم فیلم رو دیدم، این فیلم اصلا برای دادگاه مدرک خوبی به حساب نمیاد. یعنی اصلا مدرک به حساب نمیاد (یعنی واقعا این دانشجوها نتونستن به این نتیجه برسن که باید از داخل اتاق و در هنگام جرم تصویر برداری بشه؛ نه اینکه صرفا تصویری از محاصره شدن معاونت دانشجویی دانشگاه زنجان در میان یک عده دانشجویی که او را در یک عمل انجام شده قرار داده اند، به دادگاه ارائه بشه؟! این دختر خانم زبل یعنی نمیتونست که درون اتاق و به صورت مخفیانه تصویر برداری بکنه؟ چرا میگن که دختر در درون اتاق صدابرداری کرده است؟ در حالی که همیشه مدارک صوتی برای ارائه ی در دادگاه غیر قابل استناد بوده و این را همه میدانند.)
    *****************************************
    یعنی معاونت دانشجویی اینقدر احمق بوده که دختر رو نبرده یک جای دنج و خلوت؟
    بالفرض هم اگر که تصمیم گرفته باشند که توی دانشگاه به قصد خودش برسه، درب اتاقش رو قفل نکرده؟
    *****************************************
    اگر دخترک همینطوری که توصیف کردی بود. (دخترک طفل معصوم که خانواده اش با هرگونه رابطه ی دختر و پسری مخالف هستند) قطعا نمی بایستی که به جرم “عدم رعایت شئونات اسلامی” ، به کمیته ی انضباطی دانشگاه فراخوانده می شد. هر چند که فرض را بر آن بگیریم که معاونت دانشجویی دانشگاه زنجان انسان فاسدی بوده، اون دختر اگر ریگی به کفش نداشت، نباید دم به تله ی کسی می داد.

  5. badahwazi گفت

    مونا جونه مامانت مشکل رو با مسعود مشهدی یجور حل کن که نره :-)
    مونا:
    جون مامانم حل شد :)

  6. albalooina گفت

    بارون وقتی میباره
    همه جارو پاک و معطر میکنه
    عاشق بوی خاک بعد از بارون هستم
    هموطن گلم بسیار از این بارون این روزا لذت میبرم
    براتون آرزوی سرلامتی و تندرستی دارم
    شما هموطن دقیق و نکته سنج و بزرگواری هستی که
    ایران بداشتن فرزندی چون شما افتخار خواهد کرد
    با احترام
    albalooina
    مونا:
    نگاه شماست که زیباست دوست من
    ممنون :)

RSS feed for comments on this post · آدرس دنبالک

یک نظر بنویسید