در تن دیگر …

از من بی تن گذشتی

با من دیگر نشستی

این منم در طالع تو

گر که با دیگر نشستی

من همان آنم که اکنون

در برت خاموش نازم

بگذر از این ناله ی من

من همیشه در فرازم

من همیشه پاک در اوج

در تمنای تو هستم

تو رسی صد بار دیگر

حالیا جایی که هستم

آغُشم صد بار دیگر

من برویت باز دارم

گر روی از پیشم اکنون

در تن دیگر عزیزم

من تو را چون راز دارم

نوشتن دیدگاه