انفجار، یک حادثه یا انگشت نادیده ی خداوند ؟
مردن انسانها به هر صورتی و حتی در زمان کهولت و پیری، دردناک و تالم برانگیز است. حال اگر این مردن خارج از روال مرگ طبیعی یک انسان باشد. حدیث آن غمناک تر و تالم برانگیز تر است.
به یاد می آورم که از دیرباز و هنگامی که ملل، اقوام و یا گروههای مخالف نظر ما در موارد عقیدتی، سیاسی و یا سایر موارد مورد مناقشه، در اثر گذشت ایام و چرخ روزگار دچار حوادث طبیعی و یا حادثه ایی از جنس حادثه ی شیراز می شده اند، ما انگشت تحیر به دندان گزان، شگفت می گوییم: این است عقوبت الاهی و فرجام فساد و ظلم و تباهی. این است انگشت نادیده ی خدا که چشم از پیکر به در آورده و بر کف می نهد.
اکنون سئوال این است آیا مخالفان عقیدتی، سیاسی قوم گزند رسیده ی شیراز می توانند آنان را که مقهور سهل انگاری خویشند، مقهور چوب پر صدا و درد بی دوای خدا بدانند؟
گجمو2 گفت,
آوریل 17, 2008 @ 7:48 ق.ظ
والله اگر کاکو بودم،شاید در توانم جواب این سوالتون بود،اما حالا نه!!!!!
razy گفت,
آوریل 17, 2008 @ 8:57 ق.ظ
احتمالا امام حسین سرش گرم بوده والا حتما جلو این کار رو میگرفت