انفجار، یک حادثه یا انگشت نادیده ی خداوند ؟

مردن انسانها به هر صورتی و حتی در زمان کهولت و پیری، دردناک و تالم برانگیز است. حال اگر این مردن خارج از روال مرگ طبیعی یک انسان باشد. حدیث آن غمناک تر و تالم برانگیز تر است.

به یاد می آورم که از دیرباز و هنگامی که ملل، اقوام و یا گروههای مخالف نظر ما در موارد عقیدتی، سیاسی و یا سایر موارد مورد مناقشه، در اثر گذشت ایام و چرخ روزگار دچار حوادث طبیعی و یا حادثه ایی از جنس حادثه ی شیراز می شده اند، ما انگشت تحیر به دندان گزان، شگفت می گوییم: این است عقوبت الاهی و فرجام فساد و ظلم و تباهی. این است انگشت نادیده ی خدا که چشم از پیکر به در آورده و بر کف می نهد.

اکنون سئوال این است آیا مخالفان عقیدتی، سیاسی قوم گزند رسیده ی شیراز می توانند آنان را که مقهور سهل انگاری خویشند، مقهور چوب پر صدا و درد بی دوای خدا بدانند؟

تا کنون 2 نظر داده شده »

  1. گجمو2 گفت

    والله اگر کاکو بودم،شاید در توانم جواب این سوالتون بود،اما حالا نه!!!!!

  2. razy گفت

    احتمالا امام حسین سرش گرم بوده والا حتما جلو این کار رو میگرفت

RSS feed for comments on this post · آدرس دنبالک

یک نظر بنویسید